تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
و يحفظ وجودها ، بإيجاد صورة عليها بعد صورة ؛ فالصورة شريكة العلّة للمادّة . لا يقال : المادّة ، على ما قالوا ، واحدة بالعدد ، و صورة مّا واحدة بالعموم ، و الواحد بالعدد أقوى وجودا من الواحد بالعموم ؛ فلازم علّيّة صورة مّا للمادّة ، كون ما هو أقوى وجودا معلولا للأضعف وجودا ، و هو محال .
شرح
« شريك علت » براى مادّه است . [ يعنى صورت نوعى مشاركت با علت ماده در خلق و ابقاى مادّه دارد . و به بيان ديگر : علت مادّه ، مادّه را به واسطهء صورت‌هاى متعاقبى كه بر روى آن مىآفريند ، ايجاد مىكند . ]

يك اشكال

مادّه ، آن‌طور كه فلاسفه گفته‌اند ، وحدت عددى دارد ؛ [ يعنى يك شخص و يك فرد است . مثلا وقتى خاك تبديل به نبات و نبات تبديل به حيوان و حيوان تبديل به انسان مىشود ، در همهء اينها يك مادّهء مشترك وجود دارد . همان مادّه‌اى كه در خاك است در نبات و حيوان و انسان هم هست ، و اين‌طور نيست كه يك فرد از مادّه رفته باشد و فرد ديگرى جايگزين آن شده باشد . ] [ اما صورت‌هايى كه بر روى مادّه مىآيند كثرت عددى دارند ، و اين در حالى است كه به مقتضاى قاعدهء « الواحد لا يصدر الّا عن الواحد » كثير نمىتواند علت براى شىء واحد باشد . پس صورت‌هاى متكثر و متعدد نمىتوانند علت براى مادّهء واحد باشند . ] [ اگر گفته شود : علت مادّه عبارت است از « صورة مّا » ( يعنى صورتى از صورت‌ها به طور مبهم ) نه هريك از صورت‌ها از آن جهت كه متكثر و متعددند . در پاسخ مىگوييم : ] وحدتى كه در « صورتى از صورت‌ها » وجود دارد وحدت عمومى است ، [ در حالى كه وحدتى كه در مادّه هست ، وحدت عددى است ] و « واحد عددى » وجودش قوىتر از « واحد عمومى » مىباشد . بنابراين ، لازمهء اين‌كه « صورتى از صورت‌ها » علت براى مادّه باشد ، آن است كه موجودى كه وجودش قوىتر است معلول موجودى باشد كه وجودش ضعيف‌تر مىباشد ، و اين محال است .