تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
صغار صلبة لا تتجزّى خارجا ، و إن جاز أن تتجزّى وهما و عقلا - ففيه : أنّ هذه الأجزاء لا محالة جواهر ذوات حجم ، فتكون أجساما ذوات اتّصال جوهريّ ، تتألّف منها الأجسام المحسوسة . فالذي يثبته هذا القول أنّ ههنا أجساما أوّليّة هي مبادئ هذه الأجسام المحسوسة . على أنّ هذا القول لا يتبيّن به نفي الهيولى و إبطال تركّب الجسم منها و من الصورة الجسميّة ، و سيأتي إثباتها في الفصل التالي ، فيؤول إلى إثبات الصورة الجسميّة للأجسام الأوّليّة التي هي مبادىء هذه الأجسام المحسوسة و إليها تنتهي بالتجزئة .
شرح
كوچك و سختى است كه در خارج نمىتوان آنها را تجزيه كرد ، اگرچه قابل تجزيهء وهمى و عقلى هستند . اشكال اين نظريه آن است كه : اجزاى موردنظر به ناچار جوهرهاى داراى حجم هستند ، [ زيرا قابل تجزيهء وهمى و عقلى مىباشند ، پس حجم دارند ، و قائم به موضوع نيستند ، پس جوهر مىباشند . ] بنابراين خود آن اجزا اجسامى هستند كه داراى اتصال جوهرى بوده و اجسام محسوس از آنها تركيب مىشوند . پس آن‌چه را اين قول اثبات مىكند آن است كه در خارج اجسام اوليه‌اى وجود دارد كه مبادى اجسام محسوس مىباشند . [ و به بيان ديگر : اين نظريه جسم را به عنوان يك جوهر متصل و يكپارچه كه در سه جهت امتداد دارد نفى نمىكند ، بلكه مىگويد مصداق آن جوهر متصل ، اجسام محسوس ، مانند ميز و صندلى ، نيست ، بلكه مصداق آن اجزاى ريزى است كه از اجتماع آنها اين اجسام محسوس پديد مىآيند . ] اشكال ديگرى كه بر اين نظريه وارد مىشود آن است كه : با اين نظريه نفى هيولا و نفى تركيب جسم از هيولا و صورت تبيين نمىشود ؛ و در فصل آينده وجود هيولا به اثبات خواهد رسيد . پس بازگشت اين قول به اثبات صورت جسمى براى اجسام اوليه‌اى است كه مبادى اجسام محسوس مىباشند و اين اجسام ، اگر تجزيه شوند ، به آنها منتهى مىگردند .