تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
الحسّيّة - ففيه : أنّ الجزء المفروض إن كان ذا حجم ، كان له جانب غير جانب بالضرورة ، فيجري فيه الانقسام العقليّ ، و إن لم يمكن تقسيمه خارجا و لا وهما ، لنهاية صغره ؛ و إن لم يكن له حجم ، امتنع أن يحصل من اجتماعه مع غيره جسم ذو حجم . و أيضا : لنفرض جزءا لا يتجزّى بين جزئين كذلك ، فإن كان يحجز عن مماسّة الطرفين ، انقسم ؛ فإنّ كلّا من الطرفين يلقى منه غير ما يلقاه الآخر ؛ و إن لم يحجز عن
شرح
كه درواقع قول به « جزء لا يتجزى » است ، اقامه كرده‌اند . در ذيل به سه برهان از آن براهين اشاره مىشود : ] برهان نخست : جزء مفروض [ از دو حال بيرون نيست ؛ يا داراى حجم هست و يا داراى حجم نيست . ] اگر داراى حجم باشد ضرورتا داراى دو طرف خواهد بود . [ زيرا هرچه داراى حجم باشد داراى امتداد در جهات سه‌گانه مىباشد ، و هر شىء ممتدى ، دست‌كم دو طرف مغاير از هم خواهد داشت . ] و در نتيجه تقسيم عقلى در آن جارى خواهد شد ، اگرچه در اثر نهايت كوچكىاش نتوان آن را در خارج و يا وهم تقسيم كرد . و اگر آن جزء حجمى نداشته باشد ، محال است در اثر اجتماع آن با غير خودش جسم داراى حجم پديد آيد . [ زيرا اگر هزاران شىء بدون امتداد در كنار هم قرار بگيرند ، از آنها امتداد به وجود نمىآيد ، چنان‌كه اگر هزاران نقطه كنار هم قرار گيرند ، از آنها خط به وجود نمىآيد ، و اگر هزاران خط در كنار هم واقع شوند از آنها سطح به وجود نمىآيد . ] برهان دوم : اگر فرض كنيم يك جزء غير قابل تجزيه ( - ج ) ميان دو جزء غير قابل تجزيهء ديگر ( - الف و ب ) قرار گرفته باشد ، پس اگر ج [ ميان الف و ب فاصله اندازد و ] مانع از تماس آنها با يكديگر شود ، در اين صورت ج منقسم شده است . زيرا الف با يك قسمت ج تماس دارد و ب با يك قسمت ديگر آن ، [ و در نتيجه ج داراى دو قسمت خواهد بود . ] و اگر ج مانع از تماس الف و ب نباشد ، [ و آن دو جزء همچنان به هم چسبيده باشند ] بودن و نبودن ج ميان الف و ب يكسان است ، [ زيرا به‌هرحال
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 393 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى