تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
هي امتداد كمّيّ في الجهات الثلاث ؛ و نسب إلى شيخ الإشراق . السابع : أنّه جوهر مركّب من جوهرين ، أحدهما : المادّة التي هي قوّة كلّ فعليّة . و الثانى : الاتّصال الجوهريّ الذي هو صورتها . و الصورة اتّصال و امتداد جوهريّ يقبل القسمة إلى أجزاء غير متناهية ، بمعنى لا يقف ؛ فإنّ اختلاف العرضين يقسّمه ، و كذا الآلة القطّاعة تقسّمه بالقطع ؛ حتّى إذا أعيت ، لصغر الجزء أو صلابته ، أخذ الوهم في التقسيم ؛ حتّى إذا عجز عنه ، لنهاية صغر الجزء ، أخذ العقل في تقسيمه على نحو كلّيّ
شرح
امتداد جوهرى و اين امتداد عرضى ، جسم را تشكيل مىدهند . ] اين نظريه به شيخ اشراق منسوب است .

7 . نظريهء ارسطو و بزرگان از حكماى مسلمان

جسم جوهرى است مركب از دو جوهر : يكى ماده كه عبارت است از قوهء هر فعليتى ؛ و ديگرى اتصال جوهرى كه صورت آن ماده است . صورت اتصال و امتداد جوهرىاى است كه قابل تقسيم به اجزاى غيرمتناهى مىباشد ، بدين معنا كه هرچه آن را تقسيم كنيم ، اجزاى به دست آمده همچنان قابل قسمت مىباشند . توضيح اين‌كه : [ جسم در خارج به شكل‌هاى مختلفى تقسيم مىشود ، مثلا اگر دو عرض مختلف بر جسم عارض شوند فى المثل يك طرف شىء سفيد و طرف ديگر آن سياه شود ، يا يك طرف آن گرم و طرف ديگرش سرد شود ، همين ] اختلاف عرض‌ها جسم را تقسيم مىكند ، و نيز به وسيلهء ابزار برش‌دهنده مىتوان جسم را بريد و آن را به چند جزء تقسيم كرد ، [ و آن اجزا را نيز مىتوان به اجزاى كوچك‌ترى تقسيم كرد ] و آن‌گاه كه آلات و ابزار به خاطر كوچكى و يا سخت بودن جسم از تقسيم آن عاجز شوند ، قوهء واهمه شروع به تقسيم آن مىكند ، [ به اين صورت كه آن را تصور مىكند و نقطه‌اى در وسط آن فرض مىكند و به اين ترتيب آن را دو نيم مىكند ] ، و آن‌گاه كه قوهء واهمه نيز در اثر نهايت كوچكى جزء ، از تقسيم كردن دوبارهء آن بازماند ، عقل به طور كلى آن را تقسيم مىكند ، به اين صورت كه حكم مىكند :