الرابع : أنّه متّصل واحد ، كما في الحسّ ، و يقبل القسمة إلى أجزاء متناهية ؛ و نسب إلى الشهرستاني .
الخامس : أنّه جوهر بسيط ، هو الاتّصال و الامتداد الجوهريّ ، الذي يقبل القسمة خارجا و وهما و عقلا ، و نسب إلى أفلاطون الإلهّي .
السادس : أنّه مركّب من جوهر و عرض ، و هما : الجوهر و الجسميّة التعليميّة التي
شرح
4 . نظريهء منسوب به شهرستانى
جسم ، همانگونه كه حس درك مىكند ، يك واحد متصل و يكپارچه است ، و مىتوان آن را به اجزاى محدودى تقسيم نمود . اين قول منسوب به شهرستانى است .5 . نظريهء منسوب به افلاطون
جسم يك جوهر بسيط است « 1 » و آن عبارت است از : اتصال و امتداد جوهرىاى « 2 » كه هر سه نوع تقسيم ، يعنى تقسيم خارجى ، وهمى و عقلى ، در آن راه دارد ، [ و اين تقسيم تا بىنهايت ادامه مىيابد . ] اين نظريه به افلاطون الهى نسبت داده شده است .6 . نظريهء منسوب به شيخ اشراق
جسم مركب از يك جوهر و يك عرض است ، كه عبارتند از جوهر و جسم تعليمى [ - حجم ] . جسم تعليمى همان امتداد كمّى در جهات سهگانه است . [ توضيح اينكه جسم طبيعى يك امتداد جوهرى در جهات سهگانه است ، اما اين امتداد مبهم و نامعين است ، و جسم تعليمى كه امتداد عرضى در جهات سهگانه است ، بر آن امتداد مبهم عارض مىشود و مقدار و اندازهء آن را مشخص مىسازد . مجموع آنهامش
( 1 ) . نه مركب از ماده و صورت .
( 2 ) . قيد « جوهرى » براى آن است كه از كمّ متصل كه امتداد عرضى است جدا شود .