ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 387
الفصل الرابع في ماهيّة الجسم لا ريب في وجود الجسم ، بمعنى الجوهر الذي يمكن أن يفرض فيه ثلاثة خطوط متقاطعة على زوايا قوائم ، و إن لم تكن موجودة فيه بالفعل ، كما في الكرة و الأسطوانة . فحواسّنا ، التي تنتهي إليها علومنا ، و إن لم يكن فيها ما ينال الموجود الجوهريّ ، و إنّما تدرك أحوال الأجسام و أوصافها العرضيّة ، لكنّ أنواع التجربات تهدينا هداية فصل چهارم ماهيت جسم ترديدى در وجود جسم نيست ؛ يعنى جوهرى كه بتوان در آن سه خط متقاطع فرض كرد ، به نحوى كه از تقاطع آنها سه زاويهء قائم تشكيل شود ؛ البته ممكن است چنين خطوطى بالفعل در آن وجود نداشته باشد ، مانند كره و استوانه ، [ اما اين مخلّ به جسميت شىء نيست . براى جسم بودن همين اندازه كفايت مىكند كه شىء در سه جهت : طول ، عرض و عمق ، امتداد داشته باشد ، و در نتيجه بتوان سه خط عمود برهم در آن فرض كرد . ] حواس ما ، كه معلومات ما به آنها منتهى مىشوند ، اگرچه به جوهر دسترسى ندارد ، و فقط احوال و اوصاف عرضى اجسام را درك مىكند ، [ و خلاصه اگرچه ما حس جوهرشناس نداريم و هرگز جوهر را با هيچيك از حواس خود احساس نمىكنيم ، ] امّا تجربههاى گوناگون به طور قاطع ما را به اين حقيقت رهنمون