و ما يرد على التقسيم السابق يرد على هذا التقسيم أيضا . على أنّ عطف الصور الطبيعيّة - و هي متأخرة عن نوعيّة الجسم - على الصورة الامتداديّة ، لا يلائم كون الانقسام أوّليّا .
و كيف كان ، فالذي يهمّنا ههنا ، أن نبحث عن حقيقة الجسم و جزئيه : المادّة و الصورة الجسميّة . و أمّا النفس ، فاستيفاء البحث عنها في علم النفس ؛ و ستنكشف حقيقتها بعض الانكشاف في مرحلتي القوّة و الفعل ، و العاقل و المعقول . و أمّا العقل ، فيقع الكلام في حقيقته في الإلهيّات بالمعنى الأخصّ ، و ستنكشف بعض الانكشاف في مرحلتي القوّة و الفعل ، و العاقل و المعقول ، إن شاء اللّه تعالى .
شرح
[ توضيح اينكه : مقتضاى تقسيم پيشين كه از طرف حكماى مشاء مطرح شده است ، آن است كه جوهرى كه در محلى حلول مىكند منحصر در « صورت مادى » است درحالىكه صور ادراكى نيز به عقيدهء صدر المتألهين با آنكه مجردند حالّ در نفس هستند . ]
اشكالهايى كه بر تقسيم پيشين وارد ساختيم بر اين تقسيم نيز وارد مىشود ، و علاوهبر آن [ اشكال ديگرى نيز بر اين تقسيم وارد مىشود ، و آن اينكه ] عطف كردن « صور طبيعى » ، كه متأخر از نوعيت جسم هستند ، بر « صورت امتدادى » با اوّلى بودن تقسيم ياد شده ، منافات دارد . [ توضيح اينكه ، صدر المتألهين در مقام بيان تقسيم نخستين جوهر است ، و لذا بايد فقط انواع عالى جوهر را در تقسيم ذكر كند ، درحالى كه در تقسيم مذكور صورتهاى طبيعى كه نوع متوسط و يا نوع سافل جوهرند نيز گنجانده شدهاند . ]
بههرحال ، آنچه در اينجا براى ما مهم است بحث از حقيقت جسم و دو جزء آن ، يعنى ماده و صورت جسمى ، است . اما بحث كامل و همهجانبه از حقيقت نفس به « علم النفس » [ - روانشناسى ] مربوط مىشود [ كه ذاتش جداگانهاى است ] ، و در عين حال در مرحلهء قوه و فعل و مرحلهء عاقل و معقول تا حدّى حقيقت آن روشن مىگردد . و نيز بحث از حقيقت عقل در « الهيات به معناى اخص » [ كه مرحلهء دوازدهم اين كتاب بدان اختصاص دارد ] مطرح مىشود و در مرحلهء قوه و فعل و مرحلهء عاقل و معقول ، تا اندازهاى حقيقت آن دانسته مىشود ، ان شاء اللّه تعالى .