مخزونة عنده من جهة الحسّ ، أو ركّب ممّا عنده من الصور الحسّيّة المخزونة ، صورة فرد خياليّ . فافهم .
شرح
خيالى با حسّ است ، مثلا انسان چيزى را احساس مىكند ، آنگاه صورتى از آن در حافظهاش بايگانى مىشود ، و سپس آن صورت بايگانى شده را حاضر مىكند ، [ و در اينجاست كه تخيل صورت مىگيرد ] ، و يا از صورتهاى حسى بايگانى شده در حافظه ، صورت يك فرد خيالى را [ كه هرگز آن را ادراك نكرده و احيانا در خارج نيز وجود ندارد ] ، مىسازد و ادراك مىكند . دقت شود .