ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 323
تمام الذات ، تميّزت بعرضيّ مفارق ؛ إذ لو كان لازما لم يخل عنه فرد ؛ فلازم النوع لازم لجميع أفراده . و زاد بعضهم على هذه الأقسام الثلاثة قسما رابعا ، و هو التميّز بالتمام و النقص و الشدّة و الضعف في نفس الطبيعة المشتركة ؛ و هو التشكيك . و الحقّ أنّ الماهيّة ، بما أنّها هي ، لا تقبل التشكيك ؛ و إنّما التشكيك في الوجود . هذا كلّه في الكلّيّة و أنّها خاصّة ذهنيّة للماهيّة . و أمّا الجزئيّة ، و هي امتناع الشركة في بود ، چراكه لازم نوع ، لازم تمام افراد آن نوع است . [ مانند افراد گوناگون انسان كه در انسانيت كه تمام ذات هريك از آن افراد است مشترك مىباشند ، و به واسطهء عوارض مفارق مانند : زمان ، مكان ، وزن ، رنگ و . . . از يكديگر متمايز مىگردند . ] تشكيك در ماهيت راه ندارد برخى [ از حكيمان ] بر اقسام سهگانهء ياد شده ، قسم ديگرى را افزودهاند ، و آن عبارت است از امتياز به تمام و نقص ، و شدت و ضعف در همان طبيعت مشترك . و اين همان تشكيك است . [ به عقيدهء اين گروه افراد مختلفى كه مندرج در يك نوعاند و در تمام ذاتشان باهم مشترك مىباشند ، همانگونه كه مىتوانند به واسطهء عوارض بيرون از ذات از يكديگر امتياز يابند ، ممكن است به واسطهء اختلاف در شدت و ضعف ، و تمام و نقص ، كه يك اختلاف تشكيكى است ، از يكديگر متمايز شوند . مانند : امتياز ميان نور يك شمع و نور دو شمع و نور صد شمع ، و امتياز ميان خط يك مترى و خط دو مترى و خط سه مترى و . . . اما اين سخن صحيح نيست زيرا ] تشكيك در ماهيت ، از آن جهت كه ماهيت است ، [ ذاتا و اصالتا ] راه ندارد . تشكيك تنها در وجود است ؛ [ و اگر به ماهيت نسبت داده شود به عرض وجود مىباشد . ] جزئيت يا تشخص تمام آنچه بيان شد دربارهء كليت بود و اينكه كليت يك ويژگى ذهنى براى ماهيت