الانفكاك حال الوجود ، من دون أن يكون الذات علّة لنفسه .
و منها : ضرورة وصفيّة ، و هي ضرورة ثبوت المحمول للموضوع بوصفه مع الوجود ، لا بالوجود ، كقولنا : كلّ كاتب متحرّك الأصابع بالضرورة ما دام كاتبا . و قد تقدّمت إشارة إليها .
شرح
براى خودش باشد .
3 . ضرورت وصفى : و آن عبارت است از ضرورت ثبوت محمول براى موضوع به شرط اتصاف موضوع به يك وصف خاص ، و در حال وجود موضوع ، نه به قيد وجود موضوع . مانند قضيه : « هر نويسندهاى بالضرورة تا وقتى نويسنده است انگشتانش در حركت است » . پيش از اين [ در تنبيه دوم از فصل اوّل همين مرحله ] دربارهء اصطلاحات گوناگون ضرورت گفتوگو كرديم .