ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 224
بالإمكان ، فالماهيّة الإنسانيّة لا تستوجب الكتابة ، لا لذاتها و لا لوصف و لا في وقت مأخوذين في القضيّة . و ربما اطلق الإمكان و اريد به سلب الضرورات جميعا ، حتّى الضرورة به شرط نويسنده باشد » . در اين قضيه نويسنده بودن نه براى ذات انسان ضرورت دارد ، و نه انسان مقيد به وصف و يا وقتى شده كه به اعتبار آن وصف و يا وقت ، نويسندگى برايش ضرورت داشته باشد ، [ بنابراين ، امكان در قضيهء ياد شده علاوهبر ضرورت ذاتى ، ضرورت وصفى و وقتى را نيز سلب مىكند . ] امكان استقبالى گاهى امكان اطلاق مىشود و از آن سلب همهء ضرورتها اراده مىشود ، حتى ضرورت به شرط محمول . [ ضرورت به شرط محمول در جائى است كه موضوع از آن جهت كه محمول برايش تعيّن يافته موضوع واقع مىشود . مثلا اگر زيد در خارج ايستاده باشد ، درصورتىكه آن را با توجه به وضعيتى كه در خارج دارد مدّنظر قرار دهيم ، بايد بگوييم : « زيد بالضرورة ايستاده است » . اين ضرورت ، ضرورت به شرط محمول نام دارد . امكان استقبالى علاوهبر ضرورتهاى ذاتى ، وصفى و وقتى ، اين نوع ضرورت را نيز نفى مىكند . ] [ از اينجا دانسته مىشود كه ] امكان استقبالى اختصاص به امور آينده دارد كه چون ايجاب و يا سلب در آنها هنوز تعيّن نيافته است ، لذا تمام اقسام ضرورت از آنها سلب مىشود حتى ضرورت به شرط محمول ، هم در ناحيهء ايجاب و هم در ناحيهء سلب . [ مثلا اگر سؤال شود آيا زيد يك ساعت بعد ايستاده است ؟ بايد گفت : زيد يك ساعت بعد ممكن است ايستاده باشد . اين امكان ، امكان استقبالى است و بيانكنندهء آن است كه ايستاده بودن اثباتا و نفيا براى زيد در يك ساعت بعد هيچ ضرورتى ندارد ، حتى ضرورت به شرط محمول ؛ زيرا هنوز يك ساعت بعد نيامده ، و معلوم نيست زيد در يك ساعت بعد چه وضعيتى دارد . ]