ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 221
إحدى الجهات الثلاث التي لا يخلو عن واحدة منها شيء من القضايا . و قد كان الإمكان عند العامّة يستعمل في سلب الضرورة عن الجانب المخالف ، و لازمه سلب الامتناع عن الجانب الموافق ؛ و يصدق في الموجبة فيما إذا كان الجانب الموافق ضروريّا ، نحو : الكاتب متحرّك الأصابع بالإمكان ، أو مسلوب الضرورة ، نحو : همان معنائى است كه در اين مباحث مورد گفتوگو مىباشد . امكان در اين اصطلاح يكى از جهات سهگانهاى است كه در هر قضيه حتما يكى از آنها تحقق دارد . [ اما مكان معانى و اصطلاحات ديگرى نيز دارد كه اكنون به بيان آنها مىپردازيم . ] امكان عام [ پيش از آنكه دانشمندان علوم عقلى ، امكان را به معناى سلب ضرورتين به كار برند ] امكان در ميان عامهء مردم به معناى « سلب ضرورت از طرف مخالف قضيه » به كار مىرفت ؛ و لازمهء سلب ضرورت از طرف مخالف قضيه ، سلب امتناع از طرف موافق قضيه است . [ بنابراين ، وقتى عامهء مردم مىگويند : « ممكن است جن وجود داشته باشد » مقصودشان بن است كه عدم و نيستى براى جن ضرورت ندارد ، و لازمهاش آن است كه وجود و هستى براى جن ممتنع نباشد . ] امكان به معناى يادشده ، در قضاياى موجبه دو مصداق دارد : يكى آنجا كه جانب موافق قضيه [ يعنى ثبوت محمول براى موضوع ] درواقع و نفس الامر ضرورى است ، مانند قضيهء « نويسنده ممكن است انگشتانش در حركت باشد » . [ مفاد اين قضيه آن است كه متحرك نبودن انگشتان براى نويسنده ضرورى نيست ، و اما اين را بيان نمىكند كه آيا متحرك بودن انگشتان براى نويسنده ضرورى است يا نه ؟ البته درواقع و نفس الامر حركت انگشتان براى نويسنده ضرورى است ، اما قضيهء فوق اين ضرورت را بيان نمىكند . ] و مورد ديگر آنجا كه جانب موافق قضيه نيز مانند جانب مخالف آن ، ضرورى