المحمول ، و هو في الامور المستقبلة التي لم يتعيّن فيها إيجاب و لا سلب ، فالضرورة مسلوبة عنها حتّى بحسب المحمول إيجابا و سلبا . و هذا الاعتبار بحسب النظر البسيط العامّيّ ، الذي من شأنه الجهل بالحوادث المستقبلة ، لعدم إحاطته بالعلل و الأسباب ؛ و إلّا ، فلكلّ أمر مفروض بحسب ظرفه إمّا الوجود و الوجوب ، و إمّا العدم و الامتناع .
و ربما اطلق الإمكان و اريد به الإمكان الاستعداديّ ، و هو وصف وجوديّ من
شرح
البته اعتبار امكان استقبالى [ يك اعتبار واقعى و نفس الامرى نيست ، بلكه ] مبتنى بر يك ديدگاه ساده و عاميانه است ، چراكه مردم عادى به دليل عدم احاطه بر علل و اسباب ، از وقوع و عدم وقوع حوادث آينده بىاطلاعاند ، [ و لذا نه وقوع آن حوادث نزد آنان ضرورى است و نه عدم وقوعش . اما اين ديدگاه يك ديدگاه عاميانه است ، زيرا برحسب واقع و نفس الامر ] هر شىء مفروضى در ظرف خودش يا موجود است - [ و اين در جائى است كه علت تامهاش موجود باشد ] - كه در اين صورت وجودش ضرورى خواهد بود ، و يا معدوم است - [ و اين در جائى است كه علت تامهاش موجود نباشد ] - كه در اين صورت عدمش ضرورى خواهد بود ؛ [ و لذا نمىتوان چيزى را در نظر گرفت ولو در آينده ، كه فاقد هرگونه ضرورتى باشد .
بنابراين ، امكان استقبالى كه نفىكنندهء همهء ضرورتهاست جايگاهى درواقع و نفس الامر ندارد . ]