تفسير :
آنها را از دريا عبور داديم ، تا با سلامت از آن گذشتند .
فَأَتْبَعَهُمْ
؛ فرعون و سپاهيانش به آنها ملحق شدند ، مثل تبعته حتى أتبعته : از او پيروى كردم تا به او رسيدم . « أنّه » به فتح و حذف باء و به كسر ، بنا بر استيناف خوانده شده و ، بدل از « آمنت » مىباشد .
بنا بر اين ، تنها يك معنا كه عبارت از اقرار فرعون به ايمان است ، به دليل اهميت و پذيرش آن ، سه بار ، با سه عبارت : (
آمَنْتُ - أَنَّهُ - لا إِلهَ
) تكرار شده و در عين حال از او پذيرفته نشد ، زيرا در انتخاب وقت آن به خطا رفت و اين اقرار را در هنگام ناچارى اظهار كرد ، و حال آنكه اگر در وقت اختيار و بقاى تكليف چنين اظهار مىكرد يك دفعه هم كافى بود .
آلْآنَ
؛ حال كه غرقاب تو را فراگرفته و بيچاره شدى ايمان مىآورى ؟ نقل شده است : وقتى كه فرعون گفت : « آمنت » ايمان آوردم ، جبرئيل قدرى از لجنهاى دريا گرفت و به دهان او انداخت . « 1 » و گفت :
كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
: از گمراهان و گمراه كنندگان بودى .
نُنَجِّيكَ
؛ بدون تشديد هم خوانده شده است : جسد تو را از ميان اجساد قومت دور مىسازيم و بعضى گفتهاند معنايش اين است تو را در جاى بلندى از روى زمين مىاندازيم .
هامش
( 1 ) - مجمع البيان از على بن ابراهيم نقل كرده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : از هنگام هلاكت فرعون جبرئيل پيوسته غمگين بود تا وقتى كه مأمور نزول اين آيه بر پيامبر شد با خوشحالى و خندان آمد ، حضرت سؤال كرد : حبيبى جبرئيل ! تا حال هر وقت به مأموريّت وحى مىآمدى غمگين بودى چگونه است كه اكنون تو را خوشحال مىبينم . جبرئيل پس از نقل جريان هلاكت فرعون و ردّ و بدل سخنان بالا گفت وقتى مشتى لجن به دهانش زدم و اين سخنان را با او گفتم ، خوف مرا برداشت كه نكند رحمت بىپايان خدا شاملش شود و خداوند بر اين عمل مرا كيفر سازد ، حال كه مأمور شدم اين آيه را آوردم فهميدم كه آنچه كردم مورد رضايت خدا بوده است .