تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً
؛ امر عظيمى را مرتكب شدى أمر الامر : مطلب بزرگ شد .
بِما نَسِيتُ
؛ به آنچه كه من آن را فراموش كردم يا آنچه مرا فراموش شد ، منظور موسى آن است كه سفارش خضر را فراموش كرده و بر فراموش كننده مؤاخذه‌اى نيست . ابىّ گفته است : او فراموش نكرده بلكه اين سخن را از روى كنايه و تعريض گفته است ، يعنى شنونده را به اين توهّم انداخته است كه فراموش كرده و او را از مؤاخذه در امرى كه از روى فراموشى سر زده نهى كرده است . احتمال ديگر آن است كه منظور از نسيان ، ترك است يعنى به اين خاطر كه در مرتبهء اول وصيّت تو را ترك كردم مرا مواخذه مكن . «
وَ لا تُرْهِقْنِي
» : به خاطر اين كار مرا به زحمت و مشقّت مينداز ، بلكه با من به آسانى رفتار كن . رهقه و أرهقه اياه : او را درگير كرد ، گويا گفته است : مرا از اين امر به سختى مؤاخذه مكن منظور از « امرى » متابعت و پيروىاش مىباشد « عشرا » بضمّ عين و سين نيز قرائت شده است .
فَانْطَلَقا . . .
؛ پس از دريا خارج شدند و به راه خود ادامه دادند . به نوجوان پسرى رسيدند ، خضر او را كشت « زكيّا » زاكيّة و زكيّة هم قرائت شده است يعنى ( آن غلام ) از گناه پاك بود ، (
بِغَيْرِ نَفْسٍ
) : كسى را نكشته بود كه قصاص شود .
نُكْراً
ناراحت كننده و زشت با ضمّ نون و كاف نيز خوانده شده است . بعد از جملهء «
أَ لَمْ أَقُلْ
» كلمهء « لك » اضافه شده و دلالت مىكند بر زيادى عتاب بر ترك وصيّت .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 544 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى