دخول « فاء » به دليل معناى شرط است ، يعنى ان فرحوا بشىء فليخصّوهما بالفرح فانّه لا مفروح به ، احق منهما : اگر از چيزى شاد مىشوند بايد شادى را ويژهء اين دو قرار دهند زيرا چيزى از اين دو سزاوارتر به شاد شدن از آن نيست . فلتفرحوا : با « ت » صيغهء خطاب مطابق اصل و قياس نيز خواندهاند . در معانى فضل اللَّه ، و رحمته :
بعضى گفتهاند : مراد از فضل اللَّه دين اسلام و مراد از رحمت او ، قرآن است . از امام باقر عليه السّلام نقل شده است :
فضل اللَّه : رسول اللَّه ، و رحمته على بن ابى طالب .
أَ رَأَيْتُمْ
؛ اخبرونى : به من خبر دهيد ؛ ما انزل اللَّه : « ما » منصوب ، به « انزل » يا به
« أَ رَأَيْتُمْ »
و به معناى « اخبرونيه » مىباشد يعنى مرا از آن آگاه سازيد .
فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا
؛ خداوند تمام آن را روزى حلال قرار داد امّا شما بعضى از آن را حلال و بعضى را حرام ساختيد ، چنان كه گفتند :
هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ ؛
« اينها چهارپايان و زراعتهايى هستند كه ( ويژهء بتها و ) حرام هستند » .
( انعام / 138 )
قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ
؛ « قل » تكرار شده ، و «
آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ
» متعلق به « أ رأيتم » است يعنى به من خبر دهيد كه آيا خدا به شما اذن داده است كه بعضى را حلال و بعضى را حرام كنيد يا اين كه در نسبت دادن اين امر به خدا دروغ مىگوييد ؟ مىتوان گفت : « ام » منقطعه و مفيد معناى تأكيد ، براى افتراء است ، يعنى بلكه به طور حتم و يقين به خدا افترا بستهايد .
تنها همين آيه انسان را كافى است كه او را از تصرّف و تغيير در احكام شرع مقدس باز دارد ، و احتياط را بر او واجب كند تا هيچ گاه بدون دليل و برهان نگويد :
اين جايز است و اين غير جايز ، تا از مفتريان به خداوند نباشد .
وَ ما ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ
؛ آنها كه امروز به خدا و حق افترا مىبندند ، در روز قيامت چه مىانديشند : به گمان خودشان چه بايد دربارهء آنان انجام شود ، زيرا آن روز ، وقت پاداش و كيفر در برابر نيكيها و بديهاست . اين آيه تهديد بزرگى براى