فراموش كرده باشد . آرى ما بر دلهايشان پردههاى جهل افكنديم تا حق را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى قرار داديم و اگر به هدايتشان خوانى با اين وضع هرگز هدايت نشوند . ( 57 )
پروردگار بسيار آمرزندهء تو ، صاحب رحمت است ، و اگر مىخواست آنها را به كردارشان مؤاخذه كند در عقوبتشان تعجيل مىكرد . امّا براى كيفر آنان وقت معيّنى است كه با فرا رسيدنش هرگز راه فرارى نخواهند يافت .
( 58 )
( اهل ) اين آباديها را چون ستم كرده بودند ، ما هلاكشان ساختيم .
و براى هلاكتشان وقتى معيّن داشتيم . ( 59 )
تفسير :
وَ يُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا
؛ مجادلهء كفّار اين بود كه به پيامبران مىگفتند : «
ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا
» ؛ « شما هم مثل ما بشرى هستيد » ( يس / 15 ) .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً . . .
؛ « اگر خدا مىخواست ( پيامبر بفرستد ) فرشتگانى را نازل مىكرد . . . ( مؤمنون / 23 ) و مانند اين سخنان .
لِيُدْحِضُوا
؛ كافران چنين مىكردند ، تا حق را متزلزل سازند و آن را از بين ببرند ، ادحاض القدم يعنى لغزانيدن پا .
وَ ما أُنْذِرُوا هُزُواً
؛ ما موصوله است و عايدش ضمير « ه » حذف شده ، يعنى و ما أنذروه من البعث و الجزاء ، و مىتوان « ما » را مصدريه گرفت ، يعنى « و إنذارهم » .
معناى آيه اين است كه كفّار ، آيات من و آنچه را كه موجب انذار آنها بود به مسخره گرفتند .
بِآياتِ رَبِّهِ
؛ منظور از آيات ، قرآن است و به همين دليل در فعل « ان يفقهوه » ضمير مذكر برايش آورده ، يعنى ستمكارترين انسان كسى است كه هر چه قرآن را در ياد او بياورند و در مقابل او قرار دهند ، به آن توجّه نكند و از آن ، روبرگرداند و از سرانجام گناهان و كفر و معاصى كه به اختيار خود قبلا انجام داده فراموش كند و هيچ در آن نينديشد .