لا أَبْرَحُ
؛ از افعال ناقصه و به معناى « لا ازال » و خبرش حذف شده است چون قرينهء حاليه كه همان حالت سفر است بر آن دلالت دارد و به معناى « لا ازول » كه فعل تام باشد نيست و گرنه به معناى اقامت در آن جا مىبود كه اين معنا مناسب نيست پس معناى جمله اين است : لا ابرح اسير حتى ابلغ مجمع البحرين ؛ هم چنان به رفتن خود ادامه مىدهم تا به محلّ تلاقى دو دريا برسم و آن مكانى بود كه به موسى وعده داده بودند در آن جا خضر را ملاقات كند و آن جا محلّ برخورد دو درياى فارس و روم است . درياى روم از طرف مغرب و درياى فارس از سمت مشرق ادامه دارد .
أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً
؛ يا زمان طولانى را سير كنم ، حقب مدت هشتاد سال يا هفتاد سال است .
نَسِيا حُوتَهُما
؛ از جستجو دربارهء ماهى و آنچه از نشانههاى مورد نظر كه مربوط به ماهى بود فراموش كردند . بعضى گفتهاند يوشع فراموش كرد كه ماهى را حاضر كند و موسى فراموش كرد كه به يوشع دربارهء ماهى چيزى بگويد و ماهى نمك زده بود .
بعضى گفتهاند يوشع ماهى و نان را در زنبيل گذاشته بود و دو نفرى شبانه در سرچشمهاى به نام چشمهء زندگى فرود آمدند و حضرت موسى همان جا خوابيد و موقعى كه ماهى بوى آب و سردى آن را حسّ كرد زنده شد و در آب افتاد . بعضى ديگر گفتهاند يوشع از آن آب وضو گرفت و ترشّحى از آن به ماهى رسيد ماهى زنده شد و در آن پريد و راه خود را گرفت و رفت .
« سربا » راهى براى رفتن در دريا ، كه آب مانند سقفى بر رويش قرار گرفته باشد .
مثل مجراى آب در زير زمين گويى براى ماهى تنگى از آب تشكيل شد .
فَلَمَّا جاوَزا
؛ و موقعى كه از وعده گاه كه محلّ صخره بود گذشتند همان جا كه موسى از جستجو دربارهء ماهى فراموش كرده بود و يوشع هم از يادش رفته بود كه آنچه از زنده شدن ماهى و افتادنش در آب ديده بود به موسى تذكّر دهد موسى را آن چنان خستگى و گرسنگى فرا گرفته كه تا آن زمان ، چنين حالتى بر او عارض نشده