همراهانش را تماما غرق كرديم . ( 103 )
و پس از آن به بنى اسرائيل گفتيم در اين سرزمين ساكن شويد ، و هر گاه وعدهء آخرت فرا رسد همهء شما را دسته جمعى مىآوريم . ( 104 )
ما قرآن را به حق نازل كردهايم و به حق نازل شده است . و تو را جز بشارت دهنده و ترساننده نفرستادهايم . ( 105 )
تفسير :
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ
؛ آيات نهگانهاى كه خداوند به حضرت موسى داد ، به قول ابن عباس عبارتند از : عصا ، يد بيضا ، ملخ ، شپش ، قورباغه ، خون ، سنگ ، دريا ، و كوهى كه بر بالاى سر بنى اسرائيل قرار گرفت . بعضى طوفان ، سالهاى گرفتارى ، و كمبود ميوهها را به جاى سنگ و دريا و كوه ذكر كردهاند .
برخى ديگر گفتهاند : نه آيه دربارهء احكام بوده ، زيرا چنين روايت شده است كه فردى از يهود از پيامبر دربارهء اين امور پرسيد . حضرت فرمود : خدا به موسى وحى كرد كه به بنى اسرائيل بگو : به خدا هيچ گونه شرك نياوريد ؛ اسراف نكنيد ، زنا نكنيد ؛ نفسى را كه خدا محترم دانسته جز به حق نكشيد ؛ سحر نكنيد ؛ ربا نخوريد ؛ بى گناهى را به محكمه نبريد كه او را بكشند ، به زن شوهردارى نسبت زنا ندهيد ؛ و از ميدان جنگ فرار نكنيد ؛ و مخصوصا شما اى يهود از حكم روز شنبه تجاوز نكنيد . يهودى دست رسول خدا را بوسيد و گفت شهادت مىدهم كه تو پيامبر خدايى .
فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ إِذْ جاءَهُمْ
؛ در تفسير اين آيه دو قول است :
1 - خطاب به موسى است و در اين صورت جملهء
إِذْ جاءَهُمْ
متعلّق به محذوف است ، يعنى « فقلنا له » و سه معنا برايش ذكر شده است :
الف : به موسى گفتيم بنى اسرائيل را از فرعون طلب كن و بگو : اى فرعون آنها را با من بفرست .
ب : به موسى گفتيم از بنى اسرائيل دربارهء آيين و دينشان بپرس .