نمىديدند و سخنان حق را نمىشنيدند .
ممكن است معناى آيه اين باشد كه اين گروه ، در حالى محشور مىشوند كه وقتى پس از حسابرسى ، از موقف حساب به سوى آتش مىروند ، قواى حسّىشان آسيب مىبيند زيرا خداوند در قرآن خبر داده است كه آنها ( در قيامت ) سخن مىگويند .
كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِيراً
؛ هر چه پوست و گوشت بدنشان بسوزد و بر اثر آن شعلهء آتش فرو نشيند باز به حالت اول برمىگردند و آتش براى سوختن مجدّد آن افروخته مىشود و آن كه مىسوزد عذاب آن را احساس مىكند . اين است مجازات آنها كه آتش بر تمام ذرّات وجودشان مسلّط است ، مىسوزاند ، شعلهاش پوست و گوشت آنان را مىخورد ، و نابود مىسازد و سپس آنها را به حالت اول برمىگرداند و زنده مىكند تا بر عذابشان افزوده شود و ياد بياورند و افسوس خورند كه چرا در دنيا ، زنده شدن در قيامت را تكذيب و انكار مىكردند .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
؛ آيا كسانى كه معاد را غير ممكن مىشمارند ، نمىدانند خدايى كه قدرت بر آفرينش آسمانها و زمين دارد مىتواند نظير آنها را در قيامت به وجود آورد زيرا آفرينش آنها سختتر از آفرينش آسمانها نيست ، چنان كه مىفرمايد :
أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ
؛ « آيا آفرينش شما سختتر است يا آفرينش آسمان ؟ » ( نازعات / 22 ) .
وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لا رَيْبَ فِيهِ
؛ خداوند براى آنها سرآمدى قطعى قرار داد كه مراد مرگ يا قيامت است ، اما اين ستمكاران از پذيرش حق خوددارى كردند و بر انكار خود افزودند ، با اين كه دليل آن بسيار روشن بود .
قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ
؛ چون حرف « لو » بر اسم داخل نمىشود بايد فعلى به عنوان تفسير در تقدير گرفته شود ، يعنى لو تملكون انتم تملكون » « تملك » مقدّر و « انتم » بدل از ضمير متصل : ( واو ) ذكر شده است . بنا بر اين « أنتم » فاعل فعل مضمر ، و