إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها
؛ مگر اين كه پيش از فرا رسيدن قيامت عدّهاى را با مرگ و عدهء ديگرى از آنها را با كشتن و عذابهاى ديگر از بين مىبريم بعضى گفتهاند هلاكت قبل از قيامت براى صالحان و عذاب آخرت براى تبهكاران است . منظور از كتاب لوح محفوظ است .
وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ
؛ پروردگار متعال در اين آيه واژهء منع را ، در مورد ترك فرستادن معجزات و آياتى ( كه كافران درخواست مىكردند ) استعاره آورده تا بيان دارد كه انگيزهء نياوردن معجزه ، وجود حكمت و مصلحت است ، و « ان » اول در محل نصب است و دوم در محل رفع ، يعنى هيچ چيز ما را از فرستادن معجزات منع نمىكند جز تكذيب پيشينيان و منظور از اين معجزات چيزهايى است كه كفّار پيشنهاد مىكردند ، از قبيل : زنده كردن مردگان و طلا كردن كوه صفا و جز اينها .
چرا كه ، خداوند در امّتهاى گذشته چنين مقرر كرده بود كه هر كس معجزهاى را از پيامبر بخواهد و پس از ديدن آن ، تكذيب كند به عذاب سخت دنيوى دچار مىشود و ( به او مهلت داده نمىشود ) اين جا نيز خداوند سبحان مىدانست كه اينها اگر آياتى را كه درخواست مىكنند ببينند تكذيب مىكنند و مستوجب عذاب سريع و خانمان برانداز او مىشوند ولى رحمت و حكمت خداوند اقتضا داشت كه بخاطر شرافت و عظمت پيامبر اسلام آنها را به عذاب بنيان كن ( دنيوى ) گرفتار نسازد بلكه تا روز قيامت به آنان مهلت دهد . سپس به عنوان نمونه داستان قوم ثمود و پى كردن ناقهء صالح و هلاكت آنها را بيان فرمود تا درس عبرتى براى آنان باشد ، زيرا خرابههاى باقيمانهء سرزمينهاى آنها ، در بلاد اعراب و نزديك به آنها بود . « مبصرة » آشكار ، واضح . «
فَظَلَمُوا بِها
» : نسبت به معجزه كفر ورزيدند . « و ما نرسل » اصولا برنامهء ما اين است معجزاتى را كه براى پيامبران اظهار مىكنيم به منظور آن است كه بر مردم اتمام حجّت كنيم و آنها را از عذاب آخرت بيم دهيم .