مبعوث خواهيم شد ، در صورتى كه مشتى استخوان و خاك و غبار خواهيم بود ؟
خداوند در اين قسمت جواب مىدهد كه اى محمّد صلى اللَّه عليه و آله به آنان بگو : استخوان كه نه ، سنگ و آهن هم كه باشيد خداوند مىتواند شما را زنده كند و طراوت و شادابى حيات را به شما برگرداند . «
أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ
» از اين هم بالاتر : اگر فرض كنيد مخلوق ديگرى شدهايد كه نمىتوانيد زنده شدنش را بپذيريد و به نظرتان غير ممكن مىآيد كه خدا آن را زنده كند باز هم از حيطهء قدرت ما خارج نيست .
قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ
؛ كسى شما را زنده مىكند كه نخستين بار شما را آفريده و بديهى است آن كه بتواند نبوده را موجود كند بر زنده كردن مرده تواناتر است . اين پاسخ خداوند ناظر به اين مطلب است كه اين گروه به آفرينش اول اقرار و اعتراف داشتند .
فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ
؛ اى پيامبر هنگامى كه تو اين حرفها را به آنان بگويى ، آنها از روى تعجب و با استهزاء و مسخرگى سرشان را به طرف تو ، به حركت در مىآورند . . .
يَوْمَ يَدْعُوكُمْ
؛ دعوت و استجابت به معناى مجازى خود به كار رفته است ، يعنى خداوند در روز قيامت شما را مبعوث مىفرمايد و شما هم بدون اين كه از اين امر خوددارى كنيد ، با تسليم و انقياد برانگيخته مىشويد ، در حالى كه ستايش كننده و توحيدگوى او هستيد . سعيد بن جبير گويد : مردگان از قبرهايشان برمىخيزند در حالى كه زبانشان به اين ذكر گوياست : سبحانك اللهم و بحمدك ؛ « خدايا تو منزّهى و حمد و ستايش ويژهء تو است » .
وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ
؛ و گمان مىكنيد كه توقّفتان در دنيا اندك بوده است ، زيرا تبديل شدن دنيا به آخرت سريع انجام شده ، و يا به اين دليل كه مىبينيد توقّفتان در آخرت طولانى است . در اين آيه نفى ، نازل منزله استفهام و فعل « تظنون » عمل تعليق شده يعنى لفظا از عمل بازمانده نه معنا .
وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
؛ به بندگان مؤمن من بگو : با مشركان با