كه تسبيح و حمد او مىگويد امّا شما تسبيح آنها را نمىفهميد ، او داراى صفت حلم و بسيار آمرزنده است . ( 44 )
تفسير :
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ
؛ در معناى اين عبارت دو احتمال ذكر شده است :
1 - ما در اين قرآن دلايل را به طور مكرّر و پندها را به تفصيل آوردهايم .
2 - در قرآن عبارتهاى گوناگون و مطالب مكرّر بيان كردهايم .
لِيَذَّكَّرُوا
؛ تا در آن بينديشند ، پند بگيرند و به حق بودنش يقين پيدا كنند . اين فعل ليذكروا بدون تشديد نيز قرائت شده است .
وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً
؛ اين قرآن كه همهاش نور و مايهء قرب به خداست ، هر لحظه كافران را از حق دور مىكند .
سفيان ( ثورى ) هر گاه اين آيه را مىخواند مىگفت ( خدايا ) آنچه نفرت دشمنانت را مىافزايد تواضع مرا زياد مىكند .
إِذاً لَابْتَغَوْا
؛ « اذن » دليل بر اين است كه فعل لا تبغوا ، پاسخ گفتار مشركان و جزا براى لو شرطيه است و معناى آيه اين است ( اگر با خداى يكتا خدايان ديگرى بود چنان كه مشركان مىگويند ) آنها نيز در جستجوى راهى بودند كه بر خدايى كه مالك جهان و شايستهء عبادت است غلبه كنند ، چنان كه برخى سلاطين نسبت به برخى ديگر چنين برخورد مىكنند .
اين تعبير اشاره به دليل تمانع « 1 » است مثل آيهء :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
؛
هامش
( 1 ) - تمانع يعنى جهان دو خدايى كه صحنهء جنگ و مزاحمت خدايان و كانون آشوب و فساد خواهد بود . ترجمهء مجمع البيان ، ج 14 ، ص 142 . اگر دو يا چند اراده در عالم حاكم باشند ، هر كدام مىتواند اثر ديگرى را خنثى كند و سرانجام جهان به فساد مىگرايد . نمونه ، ج 13 سورهء انبياء آيه 22لَوْ كانَ فِيهِما . . .براى تفصيل بيشتر به كتب كلامى و تفسير مراجعه شود از جمله ترجمهء مجمع ، ج 16 ، ص 111 و نمونه جلد و صفحهء ذكر شده مراجعه شود .