دستور شامل نهى از پيروى گمان و تقليدهاى كوركورانه هم مىشود .
حسن بصرى در معناى آيه مىگويد : پشت سر برادرت كه از تو مىگذرد حرف مزن ( غيبت مكن ) و مگو : او چنين مىكند يا او را ديدم كه فلان عمل را انجام داد يا شنيدم كه چنين كارى كرده است ، در حالى كه خود نديده و نشنيدهاى « اولئك » اين كلمه اشاره به سمع و بصر و فؤاد مىباشد و « عنه » در موضع رفع و فاعل است يعنى هر كدام از اين عضوها مورد پرسش و سؤال واقع مىشوند ، بنا بر اين « مسئولا » خبر و جارّ و مجرور اسناد داده مىشود ، يعنى در قيامت به انسان مىگويند : چرا صداهايى را شنيدى كه بر تو حرام بود و به چيزهايى نگاه كردى كه نبايد نگاه كنى و چرا كارهايى را انجام دادى كه جايز نبود ؟ « مرحا » حال است يعنى در حال تكبّر و فخر فروشى و خوشحالى به امور ناپسند و باطل .
لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ
؛ هرگز نمىتوانى با گامهاى محكم كه بر زمين مىزنى آن را درهم بشكافى و هر چه قامت خود را بكشى به بلندى كوهها نمىرسد . در حقيقت خداوند متعال با اين تعبير ، انسان خود خواه و متكبّر را به باد استهزاء و مسخره گرفته است . « سيئة » اين واژه « سيئة » ( بدون ضمير ) نيز خوانده شده است در قرائت اول مرجع ضمير مضاف اليه ، كلمهء « كل » مىباشد . « سيّئة » ( بدون ضمير ) در حكم اسماء و به منزلهء اثم ، و ذنب است و به اين دليل با مكروها آمده و اعتنايى به مذكّر و مؤنّث نشده است . و معناى آيه اين است : تمام اين امور مذكور كه مورد نهى الهى واقع شده گناهى مكروه و ناپسند است . « ذلك » اشاره به مطالب گذشته است كه اوّل آن با ،
وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ
« 1 » آغاز و با همين جمله در اين آيه ختم شده ، علّت اين كه اين دستورات را حكمت ناميدهاند آن است كه مطالبى درست و استوار مىباشند كه كمترين فسادى در آن وجود ندارد . از ابن عباس نقل شده است كه اين آيات
هامش
( 1 ) - آيهء 22 همين سوره .