تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
نرساند و يا قاتل را مثله نكند . بعضى گفته‌اند مراد همان قاتل اوّل است ( كه چون حق كشتن نداشته اين عملش اسراف است ) . « 1 » و اگر به صورت خطاب باشد مخاطب يا ولىّ مقتول است كه نبايد كسانى را كه مرتكب قتل نشده‌اند بكشد ، و يا مراد همان قاتل اول است كه نبايد كسى را به ستم بكشد زيرا از او قصاص مىكنند .
إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً
؛ در مرجع ضمير دو قول است : الف : مرجع آن ولىّ است : ولىّ مقتول را خدا يارى مىكند به اين طريق كه زمينهء قصاص را برايش فراهم ساخته است . ب : مرجع آن خود مقتول است يعنى خداوند مقتول را يارى كرده زيرا قصاص به سبب قتل او را واجب فرموده و در آخرت هم به او پاداش مىدهد .
إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
؛ طريقهء نيكوتر ( براى نزديك شدن به مال يتيم ) آن است كه مال او را حفظ كنند .
إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا
؛ از عهد كننده خواسته مىشود كه به عهدش وفا كند و ممكن است تعبير مجازى ( استعاره تخييليّه ) باشد ، گويى از عهد سؤال مىشود كه چرا شكسته شدى تا توبيخى براى عهد شكن باشد ، چنان كه از دختر زنده به گور پرسيده مىشود كه با چه گناهى كشته شدى ؟ « بالقسطاس » اين كلمه با كسر و ضمّ « قاف » هر دو قرائت شده است و به معناى ميزان و وسيلهء سنجش است چه كوچك باشد و چه بزرگ . «
وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
» و اين سرانجامى نيكوتر است . « تأويل » مصدر باب تفعيل ، از « آل » مىآيد كه به معناى « رجع » است و چيزى است كه امور ، به آن بازگشت مىكند .
هامش
( 1 ) - داخل پرانتز از ترجمهء تفسير مجمع ، ج 14 ، ص 130 خلاصه شده است .