باب « امرته فأمر » يعنى : « كثرته فكثر » مثل « بشرته فبشر » و در حديث آمده است :
خير المال سكة مأبورة و مهرة مأمورة : ( بهترين مال نخلستانى است كه اصلاح شده باشد و كرّه اسب مادهاى است كه فراوان بزايد ) . « 1 » « امرنا » از باب إفعال بر وزن أفعلنا از فعل : أمر و آمره غيره و از ( باب تفعيل ) امّرنا به همين معنا قرائت شده و نيز جايز است كه از امر امارة ( ثلاثى مجرد ) يا از امرّه اللَّه ( باب تفعيل ) باشد يعنى ما سرمايه دارانشان را بر آنها فرمانروا و مسلّط مىسازيم .
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ
؛ كم ، مفعول « اهلكنا » و « من القرون » بيان و تميز براى « كم » مىباشد ، يعنى چه بسيار ملتها را كه ما به هلاكت رسانيديم ، از قبيل اقوام عاد و ثمود ، و همچنين جوامعى را كه در فاصلهء ميان آنها بودند .
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ
؛ « عاجله » نعمتهاى دنياست ( كه فورى و زودگذر است ) كسى كه همّتش دنياست و غير آن را اراده ندارد ، هر اندازه از نعمت خود را كه بخواهيم در همين جهان به او خواهيم داد . لمن نريد : خداوند در اين آيه بخشندگى خود را مقيّد به دو قيد ساخته : معجّل را كه نعمت است به مشيّت و معجل له را كه شخص مورد نعمت است به اراده مقيد فرموده است ( هر چه را بخواهيم به هر كس اراده كنيم ) .
«
لِمَنْ نُرِيدُ
» ، اين عبارت بدل بعض از كلّ براى « له » است زيرا ضمير « له » به « من » برمىگردد و افادهء كثرت مىكند بعضى گفتهاند : منظور از اين آيه كسانىاند كه با انجام دادن كارهاى آخرت ، دنيا را اراده مىكنند مثل رياكاران و منافقان . مدحور :
مطرود از رحمت خدا .
وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها
؛ كسى كه ارادهء آخرت كند و كوشش واقعى آن را انجام دهد ، كوشش او مورد سپاسگزارى مىشود .
هامش
( 1 ) - لسان العرب ، ج 4 ، مادهء ابر .