تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
خود او ، و هر كس گمراهى گزيند به زيان او است ، هيچ كس بار ديگرى را بدوش نمىكشد ، و ما ، كسى را عقوبت نمىكنيم مگر اين كه پيامبرى را بفرستيم . ( 15 )

تفسير :

وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ
؛ مقصود از طائره عمل انسان است . بعضى گفته‌اند از اين جمله گرفته شده است : طار له سهم ( تيرى به سوى او خارج شد ) ، معناى آيه اين است : اعمالى را كه از او سر زده همراهش قرار داده‌ايم مانند قلّاده و يا غلّ و زنجيرى بر گردنش كه هرگز از او جدا نمىشود ، و چنان كه در مثل گفته‌اند : تقلدها طوق الحمامة : آن را مانند طوق كبوتر به گردن انداخته است .
وَ نُخْرِجُ لَهُ
؛ به صورت متكلم ( ن ) و غايب ( ى ) هر دو قرائت شده و در هر دو صورت فاعل آن خداست ، و در صورت غايب ، بعضى يخرج با فعل مجهول ، و بعضى يخرج با فعل معلوم خوانده‌اند و مرجع ضميرش هم طائر است ، يعنى « يخرج الطائر كتابا » و نصب « كتابا » بنا بر حاليّت است ( روز قيامت عمل انسان به صورت نوشته براى او ظاهر مىشود ) .
يَلْقاهُ مَنْشُوراً
؛ با تشديد قاف به صورت مجهول ، نيز خوانده شده است . هر دو كلمه ، صفت براى كتابند ، و جايز است « يلقيه » صفت و « منشورا » حال باشد .
اقْرَأْ كِتابَكَ
؛ به او گفته مىشود : كتابت را بخوان . قتاده مىگويد در آن روز ، كسى هم كه در دنيا سواد نداشته ، خواندن را ياد دارد « بنفسك » اين كلمه در محل رفع و فاعل براى فعل « كفى » است ، و « حسيبا » تمييز و به معناى حساب كننده است ، مثل ضريب القداح : زنندهء تيرها ، و « عليك » متعلق به آن است مثل حسب عليه كذا و ممكن است ( حسيبا ) به معناى « كافى » باشد كه به جاى واژهء « شهيد گواه » آمده و از اين رو به « على » متعدّى شده ، زيرا شاهد ، آنچه را براى مدّعى مهمّ است كفايت مىكند .