هم فرو بگيرد و هر لحظه منتظر عذاب مىباشند .
اين معنا غير از آن است كه در آخر آيه ، پيشين فرمود : يا از جايى كه نمىدانند عذاب بر آنها فرود آيد .
بعضى گفتهاند معناى تخوّف ، تنقّص است : يعنى از ترس عذاب ، دمادم و بتدريج در وجودشان كاستى ايجاد مىشود و از اموالشان كم مىشود تا بالاخره به هلاكت رسند .
فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
؛ پروردگار شما بسيار مهربان و با رحمت است آن گاه كه نسبت به شما بردبارى كرده و به زودى شما را كيفر و عقوبت نمىكند . «
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
» و « يتفيؤا » : هر يك از اين دو فعل ، با « ياء » و « تاء » هر دو ، قرائت شده است .
ما خَلَقَ اللَّهُ
؛ « ما » موصوله و مبهم است ، و جملهء :
مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ
، آن را توضيح مىدهد كه مراد از آنچه خدا آفريده ، در اين جا چيزى است كه سايههايش به طرف راست و چپ حركت مىكند و از ماديات است . « يمين » ( مفرد ) و به معناى أيمان ( جمع ) مىباشد . « و سجدا » حال از « ظلال » ، و «
هُمْ داخِرُونَ
» حال از ضمير در « ظلاله » است كه مفرد و به معناى جمع است زيرا همهء اشياى مادّى كه خداوند آفريده داراى سايه مىباشند . « داخرون » ، جمع به واو نون آمده است ، زيرا دخور ( اظهار كوچكى كردن ) از اوصاف عقلاست و يا اين كه چون بعضى از مخلوقات عاقل هستند آن را غلبه داده است معناى جمله اين است : آيا نمىنگريد به آنچه خداوند آفريد ، از اجرامى كه سايههاى آن از نقطههاى راست و چپ در حركتند ، اين عبارت استعاره از راست و چپ انسان است يعنى به علّت اطاعت از فرمان خداوند سايههاى اشيا از طرفى به طرف ديگرى حركت مىكنند و در مأموريت خود از فرمان خدا كوتاهى ندارند ، و نيز اين اجسام به خودى خود ، مطيع ، رام و تسليم فرمان خدا هستند و آنچه او دربارهء آنها انجام داده مىپذيرند .
مِنْ دابَّةٍ
؛ « من » بيانيه است ، و در اين كه مقصود از « دابّه » چيست دو احتمال وجود