تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ
؛ نام اين شهر « سدوم » بود كه قاضى آن شهر در جور و ستمكارى ضرب المثل است . اهل شهر به سوى خانهء لوط رو آوردند در حالى كه از وجود فرشتگان اظهار خوشوقتى مىكردند .
فَلا تَفْضَحُونِ
؛ با بىآبرو ساختن مهمانانم ، مرا رسوا نكنيد ، زيرا اگر نسبت به مهمان يا همسايهء كسى بدى شود به خود او بدى شده است .
وَ لا تُخْزُونِ
؛ با خوار ساختن مهمانانم مرا ذليل و خوار نگردانيد ، اين معنا در صورتى است كه از مادهء « خزى » گرفته شود ، و اگر آن را از « خزايه » كه به معناى حياست بگيريم يعنى مرا شرمنده نكنيد .
أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ
؛ آيا پيش از اين تو را از پناه دادن يا دفاع يا وساطت از مردم نهى نكرديم ؟ توضيح اين كه قوم ، قبلا ، لوط را تهديد كرده و گفته بودند :
لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ
؛ « اى لوط اگر ( از گفته‌هايت ) دست برندارى بيرونت خواهيم كرد » . ( شعرا / 167 ) . بعضى گفته‌اند آنچه قوم لوط ، او را از آن نهى كرده بودند ضيافت از مردم و پذيرفتن آنها بود .
هؤُلاءِ بَناتِي
؛ اشاره به همهء زنان است زيرا هر امّتى فرزندان پيامبرش به حساب مىآيد ، منظور آن است كه اينها دختران منند ، از طريق شرعى با آنان ازدواج كنيد و از پسرانم دست برداريد و متعرّض آنها نشويد .
إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
؛ چنين معلوم مىشود كه جناب لوط در قبول پيشنهادش از سوى قومش ترديد داشته و گويى چنين گفته : اگر آنچه به شما مىگويم مىپذيريد اين دختران حاضراند ولى گمان نمىكنم اين كار را انجام دهيد ، بعضى گفته‌اند : اگر قصد ازدواج داريد اين دختران من حاضرند .
لَعَمْرُكَ
؛ اى محمّد صلى اللَّه عليه و آله به جان و عمر تو ، سوگند ياد مىكنم ، مبرّد مىگويد اين كلمهء دعايى است ، يعنى از خدا براى تو عمر طولانى مىخواهم . اگر به معناى قسم گرفته شود تقديرش اين است : لعمرك مما اقسم به : حيات تو از امورى است كه بايد