تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
نااميد مىشود ؟ ( 56 ) گفت : پس مأموريت شما چيست اى سفيران ؟ ( 57 ) گفتند ما بسوى قومى گنهكار فرستاده شديم . ( 58 ) مگر خاندان لوط كه همگى آنها را نجات خواهيم داد . ( 59 ) بجز همسرش كه مقدر ساختيم از هلاك شوندگان باشد . ( 60 )

تفسير :

وَ نَبِّئْهُمْ
عطف بر «
نَبِّئْ عِبادِي
» است ، يعنى و بندگان مرا از مهمانان ابراهيم با خبر ساز تا از عذابى كه بر قوم لوط وارد شده و از خشم خدا و كيفر او نسبت به گنهكاران عبرت گيرند و آن گاه برايشان ثابت شود كه عذاب خداوند بسيار دردناك است .
فَقالُوا سَلاماً
؛ در تقدير اين جمله دو احتمال ذكر شده : 1 - نسلّم عليك سلاما ( بر تو سلام مىكنيم . 2 - سلمت سلاما : تو در امان هستى .
قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ
؛ ابراهيم عليه السّلام گفت : ما از شما مىترسيم . ترس ابراهيم به يكى از دو علت ذيل بوده است : الف ) چون آنها ، بى موقع و بدون خبر و اجازه وارد شده بودند . ب ) چون از غذا خوردن خوددارى مىكردند .
إِنَّا نُبَشِّرُكَ
؛ جملهء استينافى و در معنا علّت ، براى نهى از ترس است : تو در امان و مورد بشارتى ( بشارت به فرزند ) پس ترسى به خودت راه مده .
قالَ : أَ بَشَّرْتُمُونِي
؛ آيا با اين كه پيرى من فرا رسيده مرا بشارت به فرزند مىدهيد ، يعنى با اين سنّ زياد كه من دارم ولادت فرزند براى من خيلى عجيب است .
فَبِمَ تُبَشِّرُونَ
؛ « ما » استفهاميّه است كه در معناى تعجّب به كار رفته . گويا گفته است : مرا به چه امر شگفتى بشارت مىدهيد ؟ « تبشّرون » با فتح نون جمع و حذف نون وقايه و به كسر آن ، با حذف نون جمع كه در اصل تبشرونن بوده است و