تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
« ما در زمين براى شما اسباب روزى قرار داديم و كسانى را هم كه شما روزى دهندهء آنها نيستيد براى شما آفريديم » منظور از اين كسان ، خانواده و يا غلامان و كنيزان است كه انسان خيال مىكند خودش آنان را روزى مىدهد و حال آن كه خدا ، او ، و آنها را روزى مىدهد . جايز نيست جملهء بالا را در محل جرّ و عطف بر ضمير مجرور در لكم بگيريم .
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ
؛ هر چه تصوّر شود كه براى بندگان سودى در آن است ، ما قدرت بر ايجاد آن داريم و كلمهء « خزائن » مثلى است براى قدرت و توانايى خداوند بر هر چه مقدور و ممكن است .
وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
؛ و ما آن را جز به اندازهء معيّنى كه مىدانيم مصلحت بندگان است عطا نمىكنيم .
وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ
؛ در معناى « لواقح » دو قول است : الف ) به معناى « ملاقح » جمع ملقحة ( باردار ، آبستن ) است مثل :
« و مختبط ممّا تطيح الطوائح » « 1 »
كه شاعر طوائح را به معناى « مطاوح » جمع « مطيحه » به معناى پرتگاه و جاى خطرناك گرفته است . ب ) « ريح لاقح » يعنى باد بارآور كه خير و بركت دارد و ضدّ آن ريح عقيم است . مثل « سحاب ماطر » : ابر بارنده و مفيد . معناى آيه اين است : ما بادها را براى تلقيح ( ابرها ) فرستاديم . «
فَأَسْقَيْناكُمُوهُ
» پس شما را ( به وسيلهء آبى كه از آسمان فرستاديم ) سيراب ساختيم .
وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِينَ
؛ خداوند با ذكر اين جمله ، از مردم نفى كرده است چيزى را
هامش
( 1 ) - اين شعر از ضرار بن نهشل است كه در رثاى برادرش يزيد سروده و اوّلش اين است :ليبك يزيد ضارع لخصومة: بايد بر يزيد گريست كه به خاطر دشمنى ناتوان شد ، و با افتادن در محلهاى خطرناك مصدوم گرديد . ( و مختبط . . . ، تفسير كشاف ، ج 3 / 575 ) .