قرآن را به كسى ديگرى غير از خود واگذار نكرده است . فرّاء مىگويد : جايز است كه مراد از ضمير « له » رسول خدا باشد يعنى ما پيامبر را نگهداريم مثل :
وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
؛ « خداوند تو را از شرّ مردم نگهدارى مىفرمايد : ( مائده / 67 ) .
فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ
؛ گروههاى نخستين و فرقههاى پيشين . شيعه به گروهى اطلاق مىشود كه در يك طريقه و مذهب باشند ، يعنى در ميان امّتهاى پيش از تو نيز رسولانى فرستاديم .
وَ ما يَأْتِيهِمْ
؛ اين جمله حكايت حال گذشته است . زيرا كه « ما » بر فعل مضارع داخل نمىشود مگر اين كه مضارع به معناى حال باشد ، و بر فعل ماضى هم داخل نمىشود مگر اين كه آن ماضى به زمان حال نزديك باشد .
كَذلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
؛ مرجع ضمير « ذكر » است : سلكت الخيط في الإبرة و اسلكته : نخ را در سوزن داخل كردم و آن را مرتب ساختم ، يعنى ما ، ذكر ( قرآن ) را اين گونه در دل گنهكاران القا مىكنيم ؛ اما آنها آن را رد مىكنند و نمىپذيرند . اين بيان مثل آن است كه وقتى حاجتى را پيش فرومايهاى ببرى و تو را پاسخ مثبت ندهد مىگويى : اين چنين حاجتها را پيش فرومايگان مىبرم يعنى پيش آنها حاجتى برآورده نمىشود .
لا يُؤْمِنُونَ بِهِ
؛ كافران به قرآن ايمان نمىآورند . در اعراب اين جمله دو احتمال وجود دارد :
1 - در محل نصب ، و حال است .
2 - بيان است براى كذلك نسلكه .
وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ
؛ روشى كه دربارهء ملتهاى پيشين اعمال مىشد همين بود كه چون پيامبران را تكذيب مىكردند خداوند آنها را هلاك مىساخت . و منظور خداوند از اين جمله تهديد و انذار است . « يعرجون » با ضمّه و كسرهء « راء » قرائت شده است . «
سُكِّرَتْ أَبْصارُنا
» با تشديد و تخفيف « ك » خوانده شده ، يعنى