پيشامدهاى مهمّ در آن به وقوع پيوست مثل روز بعاث « 1 » و روز نسار « 2 » و روز فجار « 3 » و جز اينها . از ابن عباس نقل شده است كه مراد از ايام اللَّه نعمتهاى خدا و آزمايشهاى اوست . «
لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
» : براى هر كسى كه بر بلاى خدا صبر كند و نعمتهاى خدا را سپاس گزارد .
«
إِذْ أَنْجاكُمْ
» اين عبارت ، ظرف براى نعمت است كه به معناى انعام مىباشد ، يعنى به ياد آوريد وقتى را كه خداوند در آن وقت شما را از نعمت برخوردار كرد . و نيز مىتوان گفت بدل ( اشتمال ) از «
نِعْمَةَ اللَّهِ
» مىباشد .
يعنى ياد آوريد موقعى را كه خدا شما را در آن وقت نجات داد .
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ
؛ اين جمله از گفتههاى موسى عليه السّلام است به قومش ؛ يعنى به ياد آوريد ، موقعى را كه پروردگارتان اعلان كرد . فعل « تأذن و آذن » به يك معناست كه همان اعلام مىباشد ، مانند توعّد و اوعد و تفضّل و افضل با توجه به اين كه آن زيادى معنايى كه در باب تفعل وجود دارد در باب افعال نيست . بنا بر اين گويى چنين فرموده است : به ياد آور وقتى را كه پروردگارتان با بيانى رسا ، كه تمام شكها را بر طرف مىسازد اعلان كرد و به شما خبر داد ، كه :
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
؛ اگر در برابر نعمت نجات از دشمن و ديگر نعمتهايى كه به شما بخشوده شده شكر كنيد ، بدون ترديد نعمتم را بر شما مىافزايم .
وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ . . .
؛ و اگر ناسپاسى كنيد و نعمتهايم را كه به شما دادهام كوچك
هامش
( 1 ) - به فتح يا ضم « ب » با حرف عين بى نقطه يا با نقطه : روزى كه جنگ ميان اوس و خزرج واقع شد لسان العرب مادهء « بعث » .
( 2 ) - نسار به كسر نون نام مكانى است و بعضى گفتهاند چشمهء آبى است از بنى عامر و يوم النّسار روزى است كه بنى اسد و ذبيان در مقابل جشم بن معاويه بودند . لسان ماده نسر .
( 3 ) - ايّام الفجار ، روزهايى است ميان بنى قيس و قريش جنگ بود . در حديث است : روزهاى جنگ فجار عموهايم را براى تير اندازى كمك مىكردم . استاد گرجى .