از آن را انكار مىكنند ، بگو - من مأمورم كه خداى يكتا را بپرستم و براى او شريكى قرار ندهم بسوى او دعوت مىكنم و به جانب وى باز مىگردم . ( 36 )
همانند پيامبران پيشين ، بر تو نيز فرمان روشن و صريحى نازل كرديم و اگر ، پس از آن كه آگاهى براى تو آمده ، از هوسهاى آنها پيروى كنى ، هيچكس از تو ، در برابر خداوند جانبدارى نخواهد كرد . ( 37 )
تفسير :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ
؛ منظور از اين عبارت ، بيان صفت بهشت است به وصفى در نهايت شگفتى و بالاتر از تصوّر . « 1 » اين كلمه ، نزد سيبويه مبتداست و خبرش محذوف ، و تقدير آن چنين است فيما نقص عليكم مثل الجنة ويژگى بهشت در امورى است كه هم اكنون براى شما بازگو مىكنم .
و به اعتقاد ديگران
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
خبر است ، چنان كه مىگويى « صفة زيد أسمر » رنگ زيد گندمگون است .
زجّاج عبارت را چنين معنا كرده است : « مثل الجنّة جنّة تجرى من تحتها الانهار » مثل اين بهشت ، بهشتى است كه از زير آن ، نهرها جارى است موصوف كه « جنّة » بوده حذف شده از باب تشبيه آنچه از ديدهها پنهان است به چيزى كه آن را مشاهده مىكنيم .
أُكُلُها دائِمٌ
؛ خوردنيهايش هميشگى است ، مثل آيهء
لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ
؛ « ميوههاى بهشتى قطع و منع نمىشود » ( واقعه / 33 ) .
وَ ظِلُّها
؛ سايهاش هميشگى است و از بين نمىرود ، مثل سايههاى دنيا نيست كه
هامش
( 1 ) - چون حقيقت بهشت با اين شگفتيهايش در وصف نمىگنجد ، لذا از ويژگيهاى آن در قرآن تعبير به مثل فرموده است . خلاصهاى از تفسير نمونه ، 10 / 230 .