نسبت به مردم - با اين كه ظلم مىكنند - صاحب مغفرت است و نيز پروردگار تو ، داراى كيفرى سخت است . ( 6 )
و آنها كه كافر شدند ، مىگويند : چرا نشانى از پروردگارش بر او نازل نشده ؟ تو تنها بيم دهندهاى و براى هر گروهى هدايت كنندهاى است . ( 7 )
خداوند از جنينهايى كه هر انسان يا حيوانى حمل دارد آگاه است ، و نيز از آنچه رحمها ، ناقص و يا به كمال مىزايند ، و هر چيز نزد او مقدار معيّنى دارد . ( 8 )
او از غيب و شهود آگاه است و بزرگ و متعالى است . ( 9 )
براى او تفاوت نمىكند ، كسانى كه پنهانى سخنى بگويند ، و يا آشكارا و آنها كه شبانگاه مخفيانه و يا در روشنايى روز حركت مىكنند . ( 10 )
براى انسان مأمورانى است كه پى در پى ، از پيش رو ، و از پشت سرش ، او را از حوادث حفظ مىكنند . البته ، خداوند سرنوشت هيچ ملّتى را تغيير نمىدهد مگر آن كه آنها خود را تغيير دهند ، و هنگامى كه خدا براى قومى ارادهء بدى كند هيچ چيز مانع آن نخواهد شد ، و جز خدا سرپرستى نخواهند داشت . ( 11 )
تفسير :
وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ . . .
؛ منظور از « سيئه پيش از حسنه » عقوبت پيش از رحمتى است كه خداوند با تأخير عذاب گنهكاران به آنها احسان كرده آنان را مشمول عافيت و رحمت خويش قرار مىدهد . يعنى اى پيامبر ، كافران از تو درخواست تعجيل در عذاب مىكنند . منظور اين كه آنها از پيغمبر مىخواستند كه در همين عالم عذاب بر آنها فرود آيد .
وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ
؛ و حال آن كه تكذيب كنندگانى مانند اينها در گذشته ( در همين دنيا ) به كيفر گناهان خود ، رسيدند .
در اين آيه ، از عقوبت به « مثله » تعبير شده و علتش آن است كه ميان كيفر و گناه ، نوعى همانندى وجود دارد «
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها
» : مجازات بدى ، بديى همانند آن است و « مثال » به معناى قصاص مثل : امثلت الرجل من صاحبه ، يعنى قصاص آن