شورهزار ، بعضى سخت و سفت و ديگرى سست و نرم ، زمين شايستهء زراعت و درختكارى و ديگرى بر خلاف آن ، با اين همه دگرگونى و اختلاف ، از نظر جنس زمين بودن ، يكى هستند و همچنين درختهاى انگور و زراعتها و درختهاى خرما كه در اين زمينها به اختلاف اجناس و انواع .
يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ
؛ با اين كه از يك آب استفاده مىبرند ، امّا مىبينى كه ميوههايشان از نظر شكل و هيأت و طعم و بو ، متفاوتند و بعضى بر ديگرى برترى دارند .
«
إِنَّ فِي ذلِكَ . . .
» اختلافهاى ياد شده نشانهاى است از آفريدگار توانا و دانايى كه كارهاى خود را به طريقى معيّن و صورتى حكمت آميز انجام مىدهد . كلمات :
« زرع ، نخيل ، صنوان و غير صنوان » به حالت جرّ نيز كه عطف بر « اعناب » باشد خوانده شدهاند و « صنوان » جمع صنو ، درخت خرمايى است كه دو ، سر دارد و ريشهء هر دو يكى است و اين كلمه به دو طريق : ضمّ و كسر صاد خوانده شده . و فعل « يسقى » با حرف « ت » نيز خوانده شده ، و فعل « نفضّل » را با « ى » نيز قرائت كردهاند «
فِي الْأُكُلِ
» با ضمّ و سكون كاف هر دو قرائت شده است .
وَ إِنْ تَعْجَبْ . . .
؛ اى محمّد صلى اللَّه عليه و آله اگر از گفتار آنان دربارهء انكار رستاخيز به شگفت در آيى سزاوار است . زيرا خدايى كه بر ايجاد آن همه صنايع عجيب و آفريدههاى بديع كه بر تو شمرده شد قدرت و توانايى داشته باشد ، دوباره به وجود آوردن آنها برايش آسانتر خواهد بود .
أَ إِذا كُنَّا . . .
؛ اين جمله تا آخر گفتار منكران ، مىتواند در محل رفع ، بدل از « قولهم » و يا ، در محلّ نصب مفعول قول باشد . و عامل نصب « اذا » فعلى است كه جملهء
أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ
بر آن دلالت مىكند ، گويى چنين گفته شده است : انبعث اذا متنا و كنّا ترابا ؟ آيا وقتى كه مرديم و خاك شديم برانگيخته مىشويم ؟
أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا
؛ اينها هستند كه به كفر خود ادامه مىدهند و در آن كاملند .