تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

ترجمه :

وقتى كه بر يوسف وارد شدند ، گفتند : اى عزيز ، ما و خاندانمان را ، ناراحتى فرا گرفته و سرمايهء اندكى با خود آورده‌ايم ، پيمانهء ما را به طور كامل وفا كن ، و بر ما تصدّق كن ، كه خداوند تصدّق كنندگان را پاداش مىدهد . ( 88 ) گفت : آيا به خاطرتان هست كه با يوسف و برادرش چه كرديد ، وقتى كه نادان بوديد ؟ ( 89 ) گفتند : آيا تو يوسفى ؟ گفت : آرى من يوسفم و اين برادر من است ، خدا به ما منّت گذاشته است ، هر كس كه تقوا و صبر پيشه كند ، حتما خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند . ( 90 ) گفتند به خدا سوگند ، خدا تو را بر ما مقدّم داشته ، و ما خطا كار بوديم . ( 91 ) يوسف گفت : امروز بر شما سرزنشى نيست ، خدا شما را مىآمرزد ، و او ، ارحم الرّاحمين است . ( 92 ) اين پيراهنم را ببريد و بر چهرهء پدرم بيندازيد تا بينا شود و همهء خانواده‌تان را نزد من آوريد . ( 93 )

تفسير :

الضُّرُّ
؛ ضعف و لاغرى از اثر گرسنگى و سختى . برادران يوسف بر اثر سختى و قحطى و از بين رفتن حيوانات و مواشى خود به يوسف شكايت و از او طلب كمك كردند .
بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ
؛ مال التجاره يا كالاى كم ارزشى كه معمولا فروشنده و بازرگان به دليل بىاهميّت بودنش آن را دور مىريزد و از « ازجيته » گرفته شده : آن را دور انداختم . بعضى گفته‌اند : متاع آنها پشم و روغن كالاى معمول اعراب بود ، و گفته