تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ
؛ او از غم و اندوه و درد دل من آگاه است ، «
الْحَكِيمُ
» آنچه بر سر من آورد از روى حكمت و مصلحت است . «
وَ تَوَلَّى
» از ناراحتى دربارهء خبرهاى تأسف آورى كه آورده بودند ، رو از آنها برگرداند ، و گفت : «
يا أَسَفى
» : « الف » ، بدل از « ياء » متكلم است ، و « اسف » را كه عبارت از شدّت اندوه و حسرت است به خودش نسبت داده ، و اظهار تأسف براى يوسف و نه براى ديگران دليل بر آن است كه در نزد يعقوب چيزى جاى او را نگرفته و غم او با گذشت زمان طولانى ، تر و تازه است .
وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ
؛ چشمانش از غم و گريه بر يوسف سفيد شد و نزديك بود كه بكلّى نابينا شود ، خيلى ضعيف و كم سو مىديد ، بعضى گفته‌اند اصلا بينايى را از دست داده بود . «
فَهُوَ كَظِيمٌ
» دلش از كافر فرزندانش پر از خشم و غضب بود ، ولى براى آنها آشكار نمىكرد . «
تَفْتَؤُا
» در تقدير : « لا تفتأ » ، حرف نفى بدليل عدم اشتباه حذف شده ، زيرا اگر به معناى اثبات باشد بايد با لام قسم و نون تأكيد آورده مىشد : ( لتفتؤنّ ) . از همين قبيل است قول شاعر :
فقلت يمين اللَّه أبرح قاعدا
: پس گفتم به خدا سوگند كه پيوسته نشسته‌ام . « 1 »
حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً
؛ « حرض » « 2 » نزديك به هلاكت ، « احرضه المرض » ( بيمارى او
هامش
( 1 ) - « ابرح » به معناى : « لا ابرح » مىباشد ، و مصراع بعدش اين است :و لو قطعوا رأسى لديك و اوصالى: ( اگر چه نزد تو سر و تمام اعضايم را جدا كنند - م . ( 2 ) - حرض ، بر وزن مرض : چيز فاسد و ناراحت كننده ، و در اين جا به معناى بيمارى و لاغر ، و مشرف به مرگ است ، پاورقى تفسير نمونه . حرض : مشرف بر هلاكت ، « رجل حرض و حارض » : فاسدا الجسم و العقل ، « احرضه » : او را فاسد كرد ، ترجمهء مجمع البيان - م .