آيه ، اسم ظاهر : « محسنين » به جاى ضمير : « هم » قرار گرفته تا فراگير متقين و صابرين نيز باشد .
لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا
؛ خداوند تو را به سبب تقوا و صبر و داشتن روش نيكوكاران بر ما برترى داده ، و امّا وضع ما كه عاصى و گنهكاريم آن است كه ذليل و خوار شديم .
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ
؛ يوسف به آنها گفت : حال ديگر ، من شما را به آنچه در گذشته انجام دادهايد سرزنش نمىكنم ، خداى شما را بيامرزد .
اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا
؛ اين پيراهن مرا ببريد ، برخى گفتهاند : پيراهن بهشتى بود كه به وراثت از پدرانش به يوسف رسيده و يعقوب در ميان بازوبند او قرار داده بود .
«
يَأْتِ بَصِيراً
» بينايىاش برمىگردد ، يا اين كه به سوى من خواهد آمد در حالى كه بينا باشد ، دليل بر اين معناى اخير ، دنبالهء سخن اوست كه مىگويد : « و اتونى باهلكم اجمعين » : تا پدرم و تمام خانوادهاش بيايند .
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 94 تا 98 ]
وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ ( 94 ) قالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ ( 95 ) فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ أَلْقاهُ عَلى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ( 96 ) قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ ( 97 ) قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ( 98 )
ترجمه :
هنگامى كه كاروان ( از مصر ) جدا شد ، پدر آنها گفت : من بوى يوسف را درمىيابم ، اگر مرا به نادانى و كم عقلى نسبت ندهيد . ( 94 )