[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 77 تا 80 ]
قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَصِفُونَ ( 77 ) قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَهُ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ( 78 ) قالَ مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلاَّ مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ ( 79 ) فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا قالَ كَبِيرُهُمْ أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَباكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ ( 80 )
ترجمه :
برادران گفتند : اگر بنيامين دزدى كرده ( تعجّبى نيست ) زيرا برادر او نيز ، پيش از اين دزدى كرده بود ، يوسف ، مطلب را در دل نهان داشت و براى آنها آشكار نساخت ، و گفت : موقعيّت شما ، بدتر است ، و خداوند به آنچه شما بيان مىكنيد آگاهتر است . ( 77 )
گفتند : اى عزيز ، او پدر پيرى دارد ، يكى از ما را به جاى بنيامين بگير ، كه ما ، تو را از نيكوكاران مىبينيم . ( 78 )
يوسف گفت پناه بر خدا ، كه ما غير از كسى كه كالايمان را نزد او يافتهايم بگيريم كه در آن صورت از ستمكاران خواهيم بود . ( 79 )
همين كه از يوسف مأيوس شدند در خلوت با هم مشورت كردند ، بزرگشان به آنها گفت : مگر نمىدانيد كه پدرتان از شما پيمانى الهى گرفته ، و پيش از اين هم دربارهء يوسف ، كوتاهى كرديد ، بنا بر اين من از اين سرزمين حركت نمىكنم ، مگر اين كه پدرم به من اجازه دهد يا خدا دربارهء من فرمانى صادر كند ، و او