تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
يافت شود ، خود او را بايد بگيرند ، توضيح اين كه در بنى اسرائيل قانونش اين بود كه دزد براى يك سال تمام به بردگى گرفته مىشد ، از اين رو برادران يوسف چنين گفتند .
فَهُوَ جَزاؤُهُ
؛ مجازاتش همين است نه غير آن ، مثل : حق فلان ان يكرم و ينعم عليه فذلك حقه : سزاى او همين است . مىتوان گفت : «
جَزاؤُهُ
» مبتدا ، و جملهء شرطيه خبر ، و اصلش چنين بوده : جزاؤه من وجد في رحله فهو هو ؛ بنا بر اين «
جَزاؤُهُ
» در جاى « هو » قرار گرفته ، قرار گرفتن ظاهر به جاى مضمر . «
فَبَدَأَ
» يوسف براى پيدا كردن پيمانه كه خودش آن را در ميان بار برادرش بنيامين پنهان كرده بود به بازرسى پرداخت و به منظور رفع تهمت يا راه گم كردن اوّل از برادران ديگر آغاز كرد و چون در آن جاها پيدا نشد ، آن را از ميان ظرف بنيامين در آورد . كلمهء « صواع » مذكر و مؤنّث به كار مىرود و هر دو وجه در آن ، صحيح است . « كذلك » مثل اين حيله و مكر بزرگ ، ما براى يوسف مكر كرديم يعنى به سوى او ، وحى كرديم و او را آموختيم :
ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ
اين جمله ، تفسير براى « كيد » و توضيح آن است ، زيرا قانون مملكت مصر دربارهء دزد اين بود كه حدّ بر او جارى شود و دو برابر آنچه سرقت كرده غرامت بدهد ، نه اين كه به بردگى گرفته شود چنان كه دين يعقوب بود .
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
؛ حضرت يوسف خلافكار را مؤاخذه نمىكرد مگر به اذن خدا و خواستهء او .
نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ
؛ درجات علمى هر كس را بخواهيم بالا مىبريم چنان كه دربارهء يوسف چنين كرديم . « يرفع » با « ى » و « درجات » با تنوين نيز خوانده شده است .
وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ
؛ بالاتر از هر عالمى عالمترى وجود دارد تا برسد به خداى تعالى كه علمش ذاتى است و به معلوم خاصى منحصر نمىشود .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 234 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى