برادران در قبل در حق ما انجام دادهاند اندوهناك مباش كه خداى تعالى به ما نيكى كرد و اكنون ما را به هم ديگر رسانيد ، امّا اين مطلب را به آنها اظهار مكن .
« السِّقايَةَ »
، ظرفى است كه به آن آب مىنوشند ، و به تعبيرى « صواع » گفته مىشود .
بعضى گفتهاند : ظرفى بود كه عزيز مصر از آن آب مىخورد و بعد به عنوان پيمانهء طعام و غلّات از آن استفاده مىشد ، جنس آن نقره بود كه روكش طلا به آن داده بودند ، و نيز گفتهاند طلاى مرصّع به جواهرات بود .
ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ
؛ مناديى ندا كرد « أذن » : اعلام كرد ، « أذّن » : بسيار اعلام كرد . « العير » :
شترى كه بر آن ، بار مىنهند ، به مناسبت اين كه « تعير » : مىآيد و مىرود . و بعضى گفتهاند : در اصل به معناى قافلهء خران است ، و به علت كثرت استعمال به هر قافلهاى « عير » گفته مىشود « اصحاب العير » : اهل قافله ، اصطلاحى است ، مثل : يا خيل اللَّه اركبى » : ( اى لشكر خدا ، سوار شويد ) .
وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ
؛ منادى گفت : هر كس پيمانه را بياورد يك بار شتر از طعام به او مىدهيم و من خود ضامنم ، اين جايزه را به او مىدهم .
تَاللَّهِ
: فرزندان يعقوب اين قسم را به اين سبب ذكر كردند كه از آنچه به آنها نسبت داده شد در شگفت شده بودند ، و با عبارت : «
لَقَدْ عَلِمْتُمْ
» از آگاهى اطرافيان عزيز نسبت به صداقت و امانت خودشان گواهى گرفتند ، زيرا با داد و ستدهاى مكرّرى كه تا كنون داشتند ديانت و خوش رفتارى خويش را به دربار عزيز نشان داده بودند ، علاوه بر آن ، وقتى سرمايههاى خود را در ميان بارهايشان ديدند ، به اين حساب كه شايد بدون اجازهء عزيز در آن ميان نهاده شده باشد ، به سوى عزيز برگرداندند و اين ، نشانهاى بود كه بر نشانههاى ديانت و حسن رفتار خود افزودند . «
وَ ما كُنَّا سارِقِينَ
» و ما هرگز دزد نبودهايم .
قالُوا فَما جَزاؤُهُ
؛ ضمير : « هاء » براى « صواع » است : اگر در ادّعاى برائت از دزدى پيمانهء عزيز دروغگو باشيد ، كيفر دزدى آن چيست ؟ گفتند : در ميان بار شتر هر كس