معناى « معاشر و مسامر » « 1 » مىباشد و از همين قبيل است قول خداوند : «
وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا
» « 2 » رازگويى در كارشان اين بود كه برگردند يا بمانند و اگر برگردند ، دربارهء برادر به پدرشان چه بگويند ؟
قالَ كَبِيرُهُمْ
؛ « بزرگ آنها گفت » در اين كه مراد از كبير كدام يك از آنهاست اقوالى است به قرار ذيل 1 - مقصود بزرگ سنّى آنهاست كه روبيل نام داشت .
2 - منظور رئيس و سرپرست آنهاست و او شمعون بود .
3 - آن كه عقل و دركش از بقيه بيشتر بود و او ، يا يهودا ، و يا ، لاوى بود .
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَباكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ
؟ ؛ برادر بزرگ آنها را به ياد پيمان محكمى انداخت كه يعقوب از آنها گرفته بود .
وَ مِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ
؛ در تفسير اين فراز چند وجه زيرا را ذكر كردهاند .
1 - « ما » زايده است : « و من قبل هذا فرّطتم » ( پيش از اين ، در شان يوسف كوتاهى كرديد ، و پيمان پدر را رعايت ننموديد ) .
2 - « ما » مصدريه ، و با اين وجه در اعراب آن ، دو قول است :
الف : مبتدا و در محلّ رفع ، و «
مِنْ قَبْلُ
» خبر آن باشد : وقع من قبل تفريطكم في يوسف : كوتاهى شما دربارهء يوسف ، پيش از اين واقع شد .
ب : در محل نصب و عطف بر مفعول فعل : «
أَ لَمْ تَعْلَمُوا
» باشد : الم تعلموا أخذ ابيكم موثقا . . .
3 - « ما » موصوله باشد : « و من قبل هذا ما فرطتموه . . . » ، اين جا نيز دو قولى كه در اعراب وجه دوم ذكر كرديم محتمل است : رفع بنا بر ابتدائيت ، و نصب بنا بر مفعوليت .
هامش
( 1 ) - گروهها ، شب زندهدار .
( 2 ) - مريم / 52 .