ترجمه :
وقتى كه به سوى پدرشان برگشتند ، گفتند : اى پدر به ما آذوقه ندادند ، برادرمان را با ما بفرست تا پيمانهء ( غلّه ) دريافت كنيم ، و ما او را نگهدارى مىكنيم . ( 63 )
- گفت آيا امين قرار دادن من شما را بر « بنيامين » جز به همان مقدار است كه قبلا شما را بر برادرش امين قرار دادم ؟ امّا خداوند بهترين نگهدار ، و او ، رحم كنندهترين رحم كنندگان است . ( 64 )
موقعى كه بارهاى خود را گشودند ديدند سرمايههاشان به خودشان بازگردانده شده ، گفتند : پدر ! ما ديگر ، چه مىخواهيم ؟ اين سرمايهء ماست كه به ما بازگردانده شده ( و بار ديگر كه آنجا برويم ) براى خانوادهء خويش موادّ غذايى مىآوريم و برادرمان را حفظ مىكنيم و پيمانهء بزرگترى ( بار شتر ديگرى ) دريافت خواهيم كرد ، و اين پيمانهء اندكى است . ( 65 )
پدر گفت : هرگز او را با شما نمىفرستم ، تا اين كه پيمان مؤكّد الهى بدهيد كه به طور حتم او را پيش من بياوريد ، مگر آن كه قدرت از شما سلب گردد ، هنگامى كه پيمان موثّق خود را در اختيار او گذاردند ، گفت : خداوند بر آنچه ما مىگوييم وكيل است . ( 66 )
تفسير :
مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ
؛ منظور از اين كه از پيمانه ممنوع شديم ، قول يوسف است كه گفته بود : اگر برادرتان را نياورديد ، نزد من پيمانهاى نداريد ، چون وقتى كه منع كيل را به آنها خبر داد خود به خود آنها را از آن منع كرده است .
فَأَرْسِلْ مَعَنا
؛ پس برادرمان « بنيامين » را با ما بفرست تا با رفع مانع ، پيمانه طعامى كه نياز داريم بدست آوريم : « نكتل » به « يا » نيز قرائت شده : « يكتل » : تا اين كه بنيامين