تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
فروش مىشود و كسى كه به اين كار دست مىزند ، مرد نيكوكارى است ، شما آنجا برويد ، آذوقه بخريد و بياوريد . فرزندان يعقوب زاد و توشه فراهم كردند و به آن سوى روان شدند ، تا به مصر رسيدند هنگامى كه به نزد يوسف آمدند ، وى آنها را شناخت ، زيرا تمام توجّهش به آنها و شناختن آنها بود ، اما ايشان او را نشناختند ، چون مدتها او را نديده و معتقد بودند كه از دنيا رفته است .
وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ
؛ وقتى آنها را آماده ساخت و مركبهايشان را از آذوقه‌ها به اندازه‌اى كه درخواست كرده بودند بار كرد گفت : برادر ديگرتان را كه از پدر داريد بايد پيش من آوريد . اينك قضيه‌اى را كه پيش از اين موضوع اتفاق افتاد نقل مىكنيم : روايت شده كه وقتى يوسف برادران خود را ديد گفت : شما ، كه هستيد ؟ گفتند : ما ، ده نفر برادريم و پدرمان يكى از پيامبران الهى ، يعقوب است ، ما در اوّل دوازده برادر بوديم يكى از ما از دنيا رفت ، يوسف گفت پس يازدهمين كجاست ؟ گفتند نزد پدرمان براى دلجويى او از غم فرزند از دنيا رفته‌اش مانده است . اين بود كه هنگام رفتن آنها يوسف درخواست كرد : حال كه من به شما اين همه كمك مىكنم وقتى رفتيد و خواستيد دو مرتبه بياييد برادر ديگرتان را هم بياوريد « كه من در كيل و پيمانه رعايت تمام و كمال مىكنم » و به هيچ كس در هيچ مقدارى زيان نمىرسانم . « و من از بهترين مهمانداران هستم » . و اگر او را نياوريد ، نه در نزد من استحقاق آذوقه خواهيد داشت و نه نزديك من قربى داريد . مجزوم بودن فعل «
لا تَقْرَبُونِ
» يا به اين دليل است كه عطف بر محلّ : «
فَلا كَيْلَ لَكُمْ
» باشد كه جواب شرط است ، يعنى فان لم تأتونى به ، تحرموا و لا تقربوا اگر او را نياوريد محروم مىشويد و نزديك من نخواهيد شد ، و مىتواند در معناى فعل نهى باشد .
قالُوا سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ
؛ با حيله ، نيرنگ و فريب فرزندش را از پدر جدا مىكنيم ، و ما به اين امر توانايى داريم .