تباه نكنيم . ( 56 )
و همانا كه پاداش آخرت بهتر است براى آنها كه ايمان آوردند و تقوى پيشه مىكنند . ( 57 )
تفسير :
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي
؛ سرانجام يوسف فروتنى خود را در پيشگاه خدا اظهار مىدارد و بيان مىكند كه آنچه از امانت دارى در وجود اوست از توفيق و كمك خداوندى مىباشد : من نفس خويش را از لغزش و خطا تبرئه نمىكنم زيرا اصولا نفس بسيار به بدى امر مىكند ، مگر بعضى از نفوس را كه خداوند به خاطر عصمتى كه به او بخشيده او را مورد رحمت خود قرار مىدهد . بنا بر اين مراد از « نفس » جنس و مراد از « ما » بعض مىباشد . مىتوان گفت : مراد از « ما » زمان است : مگر در موقع رحمت پروردگارم ، بعضى گفتهاند اين سخن نيز از همسر عزيز است : آنچه گفتم براى اين بود كه يوسف بداند كه من در پنهانى به او دروغ نگفتم و دربارهء آنچه از او سؤال شدم راست گفتم ، امّا در عين حال خودم را از خيانت به او تبرئه نمىكنم زيرا هنگامى كه به او نسبت زنا دادم و زندانىاش كردم به او خيانت كردم ، و منظورش معذرت خواهى از كارهايى است كه انجام داده بود .
استخلصه و استخصه ؛ به يك معناست : اين كه او را مخصوص خود قرار دهد و در تدبير امور خود به او مراجعه كند .
فَلَمَّا كَلَّمَهُ
؛ وقتى با او سخن گفت و به فضائل و امانتدارى او پى برد ، زيرا از سخنان او به دانايىاش و از پاكدامنى او به امانتدارىاش پى برد .
قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ
گفت : تو اى كسى كه بسيار راستگويى هم اكنون در نزد ما ، صاحب قدرت و مقامى و تو را در تمام امور ، امين مىدانيم ، و سپس گفت من دوست دارم كه خوابم را از زبان تو بشنوم . يوسف گفت : بسيار خوب . تو در خواب هفت گاو ماده را با اين اوصاف ديدى و اوصاف آنها و خوشههايى را كه ديده بود هم چنان بيان كرد ، و سپس گفت : با اين خوابى كه ديدهاى بايد غلّات فراوان جمع كنى و در اين سالهاى