تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
اين كه نعمت را براى كسى كه شايستهء آن است به كمال برساند .
فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ
؛ در داستان و سرگذشت آنان ، « آيات » نشانه‌ها و دليلهايى بر حكمت خداوند وجود دارد ، يا عبرتها و امور شگفت آورى براى سؤال كنندگان از اين سرگذشتها و يا نشانه‌هايى بر نبوّت حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله وجود دارد .
لِلسَّائِلِينَ
؛ مراد يهوديانى است كه از پيامبر دربارهء گذشتگان سؤال مىكردند و او بدون اين كه از كسى شنيده يا در كتابى خوانده باشد بدرستى آنها را پاسخ مىداد . روايت شده است كه يهوديان به بزرگان مشركان گفتند : از محمّد صلى اللَّه عليه و آله بپرسيد : چرا آل يعقوب از شام به مصر منتقل شدند و نيز از داستان يوسف . « آية » به نصب و رفع هر دو خوانده شده است .
لَيُوسُفُ
؛ « لام » ابتدا ، براى تأكيد و تحقيق مضمون جمله مىآيد . مقصود برادران يوسف اين بود كه زيادى محبت پدر نسبت به يوسف و برادرش : « بنيامين » امرى است ثابت كه هيچ شبهه‌اى در آن نيست . و اين كه تعبير به « اخوه » : برادرش كردند به اين دليل بود كه هر دو از يك مادر بودند .
وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ
؛ جمله حاليه است ، و مراد اين است كه پدر اين دو برادر را در دوستى بر ما برترى مىدهد با اين كه اين دو تا كوچكند و كارى از آنها نمىآيد امّا ، ما گروهى هستيم متشكل از ده نفر مرد كه پشتيبان پدريم و او را حمايت مىكنيم .
إِنَّ أَبانا لَفِي
؛ قطعا پدرمان از راه درست و حق منحرف شده است . « العصبة و العصابة » ده نفر و بيشتر چنين گروهى را عصبه مىگويند چون به وسيلهء آنها كارها حل و فصل مىشود .
اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً
؛ يوسف را بكشيد يا در يك زمين نامشخصى دور از آبادى او را بيندازيد . معناى نكره آوردن « ارض » همين است كه هيچ مشخصه‌اى نداشته و از نظرها دور باشد ، و نصب آن نيز به دليل همين ابهام است ، مثل ظروف مبهم .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 187 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى