تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
ما حتما زيانكار خواهيم بود ( ضررش به خود ما متوجه است ) . ( 14 )

تفسير :

گويندهء اين حرف « يهودا » بود كه دربارهء يوسف از همهء برادرانش راى بهترى داد و همو بود كه ( در مصر بعد از گير افتادن بنيامين برادر اصلى يوسف ) گفت : من از اين جا نمىآيم مگر پدرم اجازه دهد . « 1 » او به برادرانش گفت : قتل كار بزرگى است ، انجام ندهيد ، او را در نهانگاه چاهى بيندازيد . غيابة الجب : گودى چاه ، جايى از آن ، كه از ديد بيننده پنهان باشد ، و تاريكتر از ته آن باشد . بعضى اين كلمه را در هر دو مورد به صورت جمع : « غيابات » خوانده‌اند . « الجبّ » چاهى كه سنگ چين نشده باشد . تا بعضى راهگذرها او را برگيرند .
إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
؛ اگر مىخواهيد كارى انجام دهيد كه به مقصودتان برسيد ، نظر من اين است .
ما لَكَ لا تَأْمَنَّا
؛ با دو ، نون ، و « لا تأمنّا » با ادغام به اشمام « 2 » و غير اشمام نيز خوانده شده ، و معنايش اين است : چرا از ما بر يوسف مىترسى ، و حال آن كه ما ، خير او را مىخواهيم و او را دوست داريم ، و دربارهء او ، كارى را كه دلالت كند بر خلاف خير خواهى مان نسبت به او انجام نداده‌ايم .
يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ
؛ در هر دو فعل ، با نون ، و با « ى » و با جزم ، و نيز در اوّلى با نون ، و در دوّمى با « ى » خوانده شده ، و اصل « رتعه » ، به معناى فراوانى و گستردگى است . مراد از عبارت اين است : آنچه را نياز داريم تناول كنيم و ميوه‌ها و غير آن را فراوان بخوريم .
هامش
( 1 ) - آيه 80 -فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي. ( 2 ) - اشمام در اصطلاح نحويان . با لب اشاره كردن به حركت حرفى است بدون اين كه صوت شنيده شود ، حرف ساكن را بوى ضمّه دادن بطورى كه شنيده نشود ، بهم آوردن لبها براى تلفّظ ضمّه به طورى كه ضمّه تلفّظ نشود . فرهنگ عميد . اشمام .