قرائت ديگر : « يرتع » به كسر عين ، و « يلعب » مجزوم ، با « ى » و « نون » ، در هر دو ، ذكر شده است ، از « ارتعى يرتعى » . گفته مىشود : « رعى » و « ارتعى » مثل « شوى و اشتوى » ، و گاهى مىگويند : « يرتع » مجزوم ، و يا « نرتع » به كسر عين ، در حالى كه فقط شتر آنها مىچرد . بنا بر اين مضاف ( ابل ) حذف شده است .
منظور فرزندان يعقوب ، از بازى كردن ، بازى مباح بوده مثل تيراندازى و مسابقهء دويدن .
لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ
؛ حضرت يعقوب پيش فرزندانش براى اين كه يوسف را با خود نبرند دو بهانه آورد : يكى اين كه دورى و جدايى او باعث غم و اندوهش مىشود چون حتّى يك ساعت طاقت تحمّل دورىاش را نداشت ، دوم اين كه مىترسيد وقتى برادران به خوردن و بازى كردن مشغول و از يوسف غافل باشند ، گرگ بر او حمله كند .
لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ
؛ « لام » علامت قسم است ، و
إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ
؛ جواب قسم ، و نيز جانشين جواب شرط است ، « واو » در «
وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ
» حاليه است : فرزندان يعقوب براى پدر سوگند ياد كردند : اگر چنان باشد كه او تصور مىكند ، و مىترسد كه در ميان مردانى چنين نيرومند برادرشان را گرگ مورد حمله قرار دهد ، در اين صورت آنها مردمى خواهند بود كه از ضعف و ناتوانى در شرف هلاكت و نابودى هستند ، يا مردمى خواهند بود كه سزاوار هلاكتند زيرا اميدى به آنها نيست ، و يا جا دارد براى آنها آرزوى بدبختى شود ، كه آنها حضور داشته باشند و زنده باشند ، و گرگ يكى از آنها را بخورد .
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 15 تا 18 ]
فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ( 15 ) وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ ( 16 ) قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ ( 17 ) وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ ( 18 )