تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
پروردگارت بخواهد كه بخششى است قطع ناشدنى . ( 108 ) بنا بر اين ، شك و ترديدى در معبودهايى كه آنها مىپرستند به خود راه مده ، آنها فقط همان گونه اين معبودها را مىپرستند ، كه پدرانشان ، قبلا مىپرستيدند ، و ما نصيب آنها را بى كم و كاست خواهيم داد . ( 109 ) ما ، كتاب آسمانى به موسى داديم ، امّا در آن اختلاف افتاد ، و اگر فرمان قبلى پروردگارت نبود ، در ميان آنها داورى مىشد ، و آنها در شكّى آميخته با سوء ظن و بدبينىاند . ( 110 )

تفسير :

« زفير » بيرون آوردن نفس ، و « شهيق » فرو بردن آن است : ( دم و بازدم ) ، شمّاخ ، شاعر عرب :
بعيد مدى التطريب اول صوته * زفير و يتلوه شهيق محشرج « 1 »
ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
؛ منظور آسمانها و زمين تبديل يافته است يعنى آسمانها و زمين آخرت براى هميشه آفريده شده است . توضيح اين كه هر چه بر فراز قرار دارد آسمان است ، بنا بر اين براى اهل آخرت نيز آسمانى وجود دارد . بعضى گفته‌اند اين عبارت كنايه از ابديت است ، مثل قول عرب : ما لاح كوكب و ما اقام ثبير و رضوى : تا مدتى كه ستاره‌اى مىدرخشد ، و مادامى كه كوه ثبير ( در مكه ) و كوه رضوى ( در مدينه ) پا برجاست ؛ و جز اينها از عباراتى كه ابديت و جاودانگى را مىفهماند .
إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ
؛ اين جمله ، از خلود در عذاب آتش و از خلود در نعمتهاى بهشتى استثنا شده است ، زيرا عذاب اهل جهنم ، تنها به آتش نيست بلكه به عذابهاى گوناگون گرفتارند و سخت‌ترين اين عذابها عبارت است از خشم خداوند و اهانت
هامش
( 1 ) - برد آوازش طولانى است ، اول آن را به زفير شروع مىكند و به دنبالش بازدم مىآورد كه صدا را در حلق و اندرون خود مىپرورد . شاعر ، خر وحشى را در طول نفس و حسن صوت مىستايد .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 171 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى